-
تنبیهات وحشتناک دوره ابتدایی (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
بین خانه و مدرسه منزلی قرار داشت که کنار آن یک درخت گز بزرگ بود. وقتی باد به شاخه های این درخت میوزید آهنگ دلنشینی به گوش میرسید. یاد آن دوران بخیر، امروز هر وقت که باد از لابلای شاخه های درختان گز عبور میکند آهنگ دلنشین آن مرا به…
-
دیپلماسی در طبیعت خان و ملا (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
تاریخ شاهد جنگ های بسیاری بین نمایندگان حکومت و نمایندگان باصطلاح دین بوده است. جنگ قدرت بین حکومت و کلیسا، یا پادشاه و پاپ، و یا حاکمان و روحانیون را نمیتوان مستثنی از این قاعده دانست. طبیعتا در سراوان قدیم نیز گاهی اختلاف بین خوانین و ملاها در میگرفت. این…
-
وابستگی پزشکی بلوچ ها به پاکستان (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
در دهه سی در کل سراوان فقط یک درمانگاه وجود داشت. این درمانگاه دیوار به دیوار فرمانداری قرار گرفته بود. مردم تمامی احتیاجات درمانی خود را از همین یک درمانگاه تامین میکردند. درمانگاه همیشه شلوغ بود. مردم از کیلومترها فاصله با الاغ یا پای پیاده نزد پزشک می آمدند. در…
-
دیدن یک لیسانسیه (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
در سال 1335 که کلاس ششم ابتدایی بودم و در آنموقع هنوز مدرسه دخترانه وجود نداشت حوا رحمانی و هما آموزگار از دخترهایی بودند که در کلاس ما حضور می یافتند. خانم رحمانی که خواهر مرحوم دکتر رحمانی است جزو اولین بانوان لیسانسیه بلوچ بشمار میرود که سالها بعنوان دبیر…
-
دزدی و تاس گردان (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
در آنزمان، حاکم (خان یا سردار)، به قول معروف، تاپ ترین و بعد از آن ملا بالاترین قشر جامعه بلوچستان محسوب میشدند. در سراوان نیز به همین شکل بود. ایندو به روشهای مخصوص امور را اداره میکردند. سردار با اخذ ده درصد از درآمد مردم توان مالی خود را بالا…
-
عروسی های زمان قدیم (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
در دهه های بیست و سی در بخشان آنطور که به یادم می آید مردم گرسنه بودند و چیزی بنام رفاه اجتماعی و امکانات بهداشتی و پزشکی به مفهوم امروزی وجود نداشت. شخصا شاهد مرگ بعضی از کودکان فامیل و محله بعلت مثلا تب مختصر که امروزه براحتی قابل پیشگیری…
-
قنوات، بارانهای خشن و تعاون (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
قنوات از حلقه های چاه تشکیل میشد. اولین چاه ها به مادر چاه معروف بودند. بعضی از قنوات بیش از هزار سال قدمت دارند. بعنوان مثال چاهها و قنوات دزک[1] دارای قدمت هزار و دویست ساله هستند. خشم طبیعت گاهی آنقدر زیاد میشد که بارانهای بسیار شدید میبارید. بنظرم در دهه…
-
محبت والدین (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
من معتقدم شیرین ترین دوره زندگی آدم از بدو تولد تا سن شش سالگی است. پس از آن بچه ها از خانواده خارج و وارد فضای مدرسه میشوند. در این زمان چون بچه ها زیاد آسیب پذیرند خیلی مورد توجه و مراقبت پدر و مادر و اطرافیان قرار میگیرند. اما…
-
اولین کفش (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
در آنزمان پای برهنه راه رفتن برای ما و دیگران در بخشان عادی بود. کمتر کسی از بچه های بخشان کفش میپوشید. یک روز که پدرم به منزل آمده بود مرا صدا زد و از من خواست که سریع پیش او بروم. به محض اینکه خدمت پدر رسیدم جعبه کوچکی…
-
صد ملخ (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
س. یکی از وابستگان خوانین و همکلاسی من در دوران ابتدایی بود. یک روز او با چند نفر از بچه ها شرط بندی کرد. مسابقه ای در زمینه های مختلف بین آنها صورت گرفت ولی سرانجام س شرط را باخت. در نتیجه، بر اساس شرطی که از قبل تعیین شده…
