من معتقدم شیرین ترین دوره زندگی آدم از بدو تولد تا سن شش سالگی است. پس از آن بچه ها از خانواده خارج و وارد فضای مدرسه میشوند. در این زمان چون بچه ها زیاد آسیب پذیرند خیلی مورد توجه و مراقبت پدر و مادر و اطرافیان قرار میگیرند. اما با افزایش سن بچه ها از مراقبت والدین بتدریج کاسته میشود. بچه ها بزرگ شده و به دانشگاه میروند و مشغول بکار میشوند. اما این مسئله به این معنی نیست که از عشق و علاقه والدین به فرزندان کم میشود.
قاعدتا، از زمانی که فرزندان رشد میکنند و وارد جامعه میشوند انتظار والدین از آنها شروع میشود. انتظار والدین این است که فرزندان بتوانند زحمات آنها را جبران کنند. در اینجا مسئله پیچیده و عمیقی وجود دارد که جزء اسرار خلقت است. عجیب است خداوند عشق، علاقه و مراقبت را در والدین بوجود می آورد تا از فرزندان با دل و جان محافظت نمایند. در اسرار خلقت یا قدرت خداوند حکم بر این است که والدین از فرزندان مراقبت کنند تا آنچه که بقای نسل و حضور بشریت در این کره خاکی است تحقق پیدا کند. سپس پس از انجام این رسالت طبیعی والدین از دنیا میروند.
بنظرم در بسیاری از رابطه ها (نه همه رابطه ها) محبت و دوستی بین فرزندان و والدین یک مسئله یکطرفه است. اینطور بنظر میرسد که خداوند این مسئولیت یا ماموریت را نسبت به پدر و مادر کمتر به فرزندان اعطا کرده است. در اینجا این نکته مصلحتی لازم به ذکر است که حتی اگر در دل برخی از فرزندان این محبت وجود نداشته باشد آنها میبایست تظاهر به عشق و علاقه و محبت و مسئولیت نسبت به پدر و مادر خود کنند.
اما تاکید میکنم که “رابطه یکطرفه” بین فرزندان و والدین که در بالا بدان اشاره گردید را نمیتوان مطلقا تایید نمود، چرا که انسانها متفاوت هستند. مواردی هم وجود دارد که فرضیه “رابطه یکطرفه” فوق الذکر را رد میکند. در اینجا بد نیست یادی کنیم از دیالوگ ماندگار فیلم جدایی نادر از سیمین: سیمین به همسرش (نادر) که خیلی مراقب پدر پیر خود که مبتلا به آلزایمر شده میگوید: <<پدرت اصلا میفهمه که تو پسرشی!؟>> در پاسخ، نادر به سیمین (همسرش) میگوید <<اون نمیدونه من پسرشم، ولی من که میدونم اون پدرمه!>>
خوشبختانه خانواده من جز موارد خاص بوده اند. تا زمانیکه پدر و مادرم زنده بودند به آنها عشق میورزیدم. حتی اگر پدر در دوران کودکی با من به خشم برخورد میکرد ولی از محبت و وفاداری من به پدرم چیزی کم نمیشد. بهرحال زندگی خود را مدیون راهنمائیها و محبتهای آنها میدانم. ضرب المثل معروفی است که میگوید <<هر چه بکاری همان را درو میکنی.>> این یک واقعیت است که اگر آدم گندم بکارد گندم درو میکند. در بخش روحی و روانی هم اینچنین است. اگر محبت کنی محبت میبینی. رفتاری که من نسبت به پدر و مادرم داشته ام، همان رفتار را فرزندانم نسبت به من داشته اند، شاید هم بیشتر.
حکم خداوند بر این است که پدر و مادر از بین بروند و فرزندان جای آنها را بگیرند تا این شخصیت حقوقی زندگی پابرجا بماند. اما بنظرم سعادتمندترین افراد کسانی هستند که سایه پدر و مادر تا سنین مثلا چهل الی پنجاه سال بالای سرشان باشد. اگر بیشتر شد بهتر است. شانس من از سایر برادران و خواهران که سن شان کمتر از من است بیشتر بوده، زیرا زمان بیشتری را زیر چتر محبتهای والدین گذرانده ام.
✍ احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول (۱۳۲۴-۱۳۴۶)، انتشارات نسیم حجاز ۱۳۹۷.



دیدگاهتان را بنویسید