س. یکی از وابستگان خوانین و همکلاسی من در دوران ابتدایی بود. یک روز او با چند نفر از بچه ها شرط بندی کرد. مسابقه ای در زمینه های مختلف بین آنها صورت گرفت ولی سرانجام س شرط را باخت.
در نتیجه، بر اساس شرطی که از قبل تعیین شده بود س میبایست یکصد ملخ خام را یکجا میخورد. او به ناچار مشغول خوردن ملخ ها شد.
اما هنوز خوردن ملخ ها تمام نشده بشدت بالا آورد. بعضی از دانش آموزان و دبیران مدرسه از این موضوع با خبر شدند و سریع آنرا به مدیر مدرسه اطلاع دادند. مدیر مدرسه (عمو ابراهیم طاهری) تمام آن کسانی که در شرط بندی حضور داشتند، چه بعنوان رقیب س و چه بعنوان تماشاچی، تنبیه کرد.
از اتفاقی که افتاده بود بنده خود را بموقع کنار کشیدم و از صحنه فرار کردم. اما بعضی از دانش آموزان متوجه شدند که مدیر مرا تنبیه نکرده است. بنابراین آنها به این موضوع اعتراض کرده و نزد پدر رفتند و همه چیز را گردن من انداختند و گفتند که در این شرط بندی عامل اصلی تشویق س محمد رضا بوده است.
پدر بدون اینکه حقیقت موضوع را جستجو نماید خشمگین و ناراحت شد و بد و بیراه زیادی بمن گفت. لازم به ذکر است با این که تنبیه فیزیکی در آنزمان معمول بود اما خوشبختانه پدر مرا کتک نزد.
✍ احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول (۱۳۲۴-۱۳۴۶)، انتشارات نسیم حجاز ۱۳۹۷.



دیدگاهتان را بنویسید