-
اولین روز مدرسه (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
خاطره اولین روز مدرسه را خیلی ها فراموش نمیکنند. اولین روز مدرسه برای من بسیار خاطره انگیز است. این صحنه بیاد ماندنی را هنوز دقیق بخاطر دارم. تقریبا ساعت پنج و نیم صبح بود که مادرم (ماه بی بی خدابنده) وارد پشه بندی شد که من در آن خوابیده بودم.…
-
تبعید عمو ابراهیم (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
یکی از تبعات این جنگ (خان و دهقانان) تبعید ملا ابراهیم به تهران بود. مدت تبعید وی در تهران چهار ماه بطول انجامید. همانطور که قبلا در ابتدا ذکر کردم، این دوران مصادف بود با فوت حامد کوچولو. از قرار معلوم عمو ابراهیم قول یک ساعت مچی به فرزندش (حامد)…
-
جنگ خان و دهقانان ( دکتر محمد رضا طاهری)
پس از قتل نادر شاه افشار، سرداران وی از قبیل کریم خان زند، محمد حسن خان قاجار، و نصیر خان بخشهای عمده ای از سرزمین ایران را به تصرف خود درآوردند. نصیر خان، از سند تا بم و از نواحی بلوچ نشین افغانستان تا دریای عمان و بخشی از سواحل…
-
تخم مرغ و شکم دزد (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
یک روز خانمی بنام فاطمه با نگرانی و ناراحتی نزد پدر آمد و گفت که دیشب کلیه طلاها و زیور آلات وی بسرقت رفته است. پدر نزد سردار هاشم خان رفت و گفت که دستور دهد جارچی جار بزند و بگوید ; هر کسی که طلاها را دزدیده است اگر…
-
اولین اتومبیل (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
دقیق به یاد ندارم، شاید چهار یا پنج ساله بودم که یک روز من و ماه بانو خدمتکار منزل بیرون رفتیم. ماه بانو مرا به دیم کلا (جلو قلعه) زمینی مسطح و مشرف به مسجدی که پدرم پیشنماز آن بود برد. همه چیز در آنجا برایم عادی بنظر میرسید. اما…
-
پدر و عمو (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
پدرم (عطاء محمد طاهری) مسئولیت دفتر ازدواج و طلاق به شماره 5/6 سراوان را بر عهده داشت. او همچنین به کلیه امور زمینها، باغها و درختهای خرما (مشترکا متعلق به پدر و عمو ابراهیم طاهری) رسیدگی میکرد. پدرم جزء اولین اعضاء و رئیسان انجمن شیر و خورشید، و عمو ابراهیم…
-
بازیهای کودکی (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
در فضای باز و دلنشین بخشان بازیهای جالبی صورت میگرفت. یکی از آن بازیها آنجلاسکی[1] نام داشت. در این بازی بچه ها بعد از زدنهای ملایم به همدیگر بلافاصله به طرف درختان خرما میدویدند و از آنها بالا میرفتند. کسی که ضربه میخورد سریع بدنبال ضارب میدوید تا وی را قبل…
-
دیوان جاه (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
در حد فاصل دیوار باغ و جوی آب سکوی همسطحی وجود داشت که طول آن حدودا پانصد متر و عرض آن تقریبا به پانزده متر میرسید. معمولا هر روز در فاصله نمازهای عصر و مغرب در این مکان که معروف به دیوان جاه (محل تشکیل جلسات) بود سردار هاشم خان،…
-
خانه محل تولد من (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
پدر و عمو در یک منزل زندگی میکردند. این منزل در ابتدا دارای دو باب اتاق خشت و گلی بود. یکی از اتاقها خیلی بزرگ بود که کت تهارین (اتاق تاریک) لقب داشت. کت تهارین محل زندگی عمو ابراهیم بود. وی همراه با بخت بی بی همسرش در این اتاق…
-
خانواده پدر و عمو (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)
طایفه ما که به ملازهی شهرت دارد از چهار خانواده بزرگ و نزدیک طاهری، یوسفی، گلدرزهی، و خدابنده، و چندین خانواده کوچک و بزرگ دیگر تشکیل شده است. جمعیت طایفه ملازهی امروز (1396) از دو هزار و پانصد نفر تجاوز نمیکند. حاصل ازدواج پدرم (عطاء محمد طاهری، بزرگ طایفه ملازهی)[1] و…
