در حد فاصل دیوار باغ و جوی آب سکوی همسطحی وجود داشت که طول آن حدودا پانصد متر و عرض آن تقریبا به پانزده متر میرسید. معمولا هر روز در فاصله نمازهای عصر و مغرب در این مکان که معروف به دیوان جاه (محل تشکیل جلسات) بود سردار هاشم خان، پدرم (عطاء محمد طاهری) بعنوان پیش نماز مسجد، کدخدا پاکار و سایر دهقانان و ریش سفیدان ده تجمع میکردند و به حل و فصل امور روستای بخشان میپرداختند.
در آن زمان با اینکه فقر و تنگدستی زیاد بود اما مردم از امنیت کافی برخوردار بودند. دزدی و سرقت از منازل و باغها و محصولات کشاورزی بندرت انجام میگرفت. اگر سرقت یا حادثه ای در روستا اتفاق میافتاد در همین محل با مشورت ملا و خان حل میشد و یا نهایتا به دستور خان شخص خاطی مورد تنبیه قرار میگرفت. در ایام کودکی، من و هم بازی هایم هر روز شاهد رتق و فتق امور ده توسط خان و ملا بودیم.
یکی از کارهایی که در دیوان جاه صورت میگرفت کنترل و تقسیم آب قنات برای مصارف کشاورزی بود که به نسبت سهم تقسیم میشد. این تقسیم بندی به این صورت انجام میگرفت که کاسه سفال بزرگی بنام کپل (با حجم تقریبی 5 لیتر) را پر از آب میکردند و یک تاس (کاسه مسی کوچک به مقدار یک لیتر که زیر آن یک سوراخ کوچک تعبیه شده بود و در واقع حکم ساعت داشت) را داخل کپل قرار میدادند. چنین عملی موجب میشد که بتدریج آب از سوراخ وارد تاس گردد. این فرایند تا زمانیکه تاس پر میشد ادامه میافت. تقریبا بیست و پنج دقیقه طول میکشید که تاس پر از آب شود. از لحظه ای که تاس را داخل کپل میگذاشتند آب جوی را به نسبت سهم در زمین مورد نظر جاری میکردند. ممکن بود یک فرد پنج تاس آب داشته باشد. امروزه (1393) قیمت یک دست تاس آب در بخشان نزدیک به یک میلیون و پانصد هزار تومان و در هوشک (یکی دیگر از روستاهای سراوان) نزدیک به سه میلیون تومان است.



دیدگاهتان را بنویسید