خانه محل تولد من (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)

پدر و عمو در یک منزل زندگی میکردند. این منزل در ابتدا دارای دو باب اتاق خشت و گلی بود. یکی از اتاقها خیلی بزرگ بود که کت تهارین (اتاق تاریک) لقب داشت. کت تهارین محل زندگی عمو ابراهیم بود. وی همراه با بخت بی بی همسرش در این اتاق زندگی میکردند. فرزندان ایشان جان بی بی، عظیم، و نور بی بی (هما)، در همین اتاق متولد شده اند. زمان تولد هما را هنوز بیاد دارم. آنزمان شش ساله بودم. دقایقی قبل از تولد هما، خانواده مرا به دنبال مامای محلی فرستاده بودند. اینروزها مصادف بود با سال 1329 زمانیکه نصرت خاتون خواهر دوم من نیز متولد شده بود.

آب قنات بخشان از طول منزل ما میگذشت. یکی از اتاقها که درب کوچکی داشت و قنات از آن رد میشد حمام بود. یادش بخیر چقدر روزها در این حمام آبتنی میکردیم. مقداری آب در دیگی گرم میکردیم و آنرا با آب قنات قاطی و سپس حمام میکردیم. ولی شبها وقتی از نزدیک حمام رد میشدیم ترس و وحشت وجودمان را فرا میگرفت. از جن ها داستانهای عجیب شنیده بودیم و فکر میکردیم که در شب این حمام محل تجمع جن هاست. در انتهای منزل باغچه ای وجود داشت که مشرف به “دیم کلا” یا به اصطلاح فارسی “جلو قلعه” بود.

پدر و عمو ابراهیم دستور ساخت چهار باب اتاق خشت و گلی دیگر با سقف های گنبدی را قبلا داده بودند. بنای این اتاقها که آنها را به سبک خانه های باصطلاح فارسی ساخته بود میثاقی نام داشت. او جزء بناهای مطرح سراوان بشمار میرفت. از نظر ما که بچه بودیم سقف این اتاقها بسیار بزرگ بنظر میرسید. آنها را به سقف آسمان تشبیه میکردیم. این چهار اتاق که ساخته شد یک باب آن به پدر و خانواده و یک باب دیگر به عمو ابراهیم و خانواده اش تعلق گرفت.

یکی از این اتاقها معروف بود به اتاق “پیتیان” یا اتاق چمدانها. یکی دیگر از اتاقها که دارای قالیچه دستباف بود به اتاق قالیان شهرت داشت. این اتاق بصورت مشترک برای مهمانهای پدر و عمو مورد استفاده قرار میگرفت. معمولا بچه ها در همین اتاق میخوابیدند. در جلوی این اتاقها یک حیاط بزرگ قرار داشت که باصطلاح بلوچی به آن “پیشدر” یا پیشدرب میگفتند. در این محل یک سکو با ارتفاع بیست سانت ساخته شد. هر چند که آن سکو پستی و بلندی داشت اما در نوع خود بینظیر بود. روی این قسمت فرش می انداختیم و هنگام عصر تا پاسی از شب آنجا مینشستیم و به رادیو گوش میدادیم. معمولا شام را بر روی همین سکو صرف میکردیم. در طبقه دوم، دو اتاق و یک راهروی دیگر وجود داشت. در یکی از این اتاقها معمولا مهمانان غریبه پذیرایی میشدند و اتاق دیگر به کارهای عمومی پدر اختصاص میافت.

حدودا چند سال بعد در مقابل چهار اتاق فوق الذکر دو اتاق دیگر ساخته شد. این دو اتاق نسبتا بزرگتر بودند. سقف آنها از تنه خرما و الیاف پوشانده شده بود. بنای این دو اتاق دادمحمد (برادر خانم عمو ابراهیم) نام داشت. استاد دادمحمد آن دو اتاق را در مقابل گرفتن یک رادیو از عمو ابراهیم ساخت. کلا در منزل محل تولد من ده اتاق و دو انباری وجود داشت. طول این منزل که سراسر یک کوچه را در بر میگرفت حدودا یکصد متر و عرض آن تقریبا سی متر میشد. تمام مصالح منزل از خشت و گل بود. خانه ما تقریبا بزرگترین منزل در روستای بخشان بحساب می آمد، مانند کاخی بود در میان ده ها منزل خشت و گلی دیگر.

✍ احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول (۱۳۲۴-۱۳۴۶)، انتشارات نسیم حجاز ۱۳۹۷. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *