-
بمپور: ماشین حزب و مرگ راننده (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد سوم)
در ماههای اول سقوط سلطنت پهلوی نوعی هرج و مرج بر فضای کشور حاکم بود. همه مردم ایران هیجان داشتند. خیلی ها از سرنگونی رژیم پهلوی در حال شادی بودند و البته بعضی ها هم احساس نگرانی میکردند. دقیق به یاد ندارم چه تاریخی بود ولی در یکی از همین…
-
پیشگفتار (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد سوم)
کتاب حاضر «یادداشتهای زندگی دکتر محمدرضا طاهری» جلد سوم خاطرات وی است که دربرگیرنده سالهای 1357 تا پایان 1369 می باشد. اگر فرضا خواسته باشیم یک نام دیگر برای این جلد در نظر بگیریم بنظرم مناسب ترین عنوان «ذیحساب» است. چرا که در این خاطرات که بیشتر آن در دهه…
-
سومین جلد خاطرات دکتر محمد رضا طاهری از شخصیتهای دانشگاهی، اجرائی، سیاسی و اجتماعی بلوچستان منتشر شد
این بخش از خاطرات که سال های 1357 تا 1369 را در برمیگیرد از ویژگی خاصی برخوردار است چراکه درباره این برهه از تاریخ بلوچستان کمتر گفته و شنیده شده است و بیان این بخش از تاریخ معاصر زوایای پیدا و پنهان زیادی را آشکارا میسازد.گنجینه حکایاتی که در سینههای…
-
سقوط سلطنت پهلوی (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
در سیستان و بلوچستان مردم خیلی بندرت سقوط حکومت پهلوی را پیش بینی میکردند؛ به عبارت دیگر، وقوع انقلاب اسلامی در استان ما تقریباً غیر قابل پیش بینی بود. سقوط رژیم باور نکردنی بنظر میرسید. شاه به عنوان یک قدرت نفتی در سطح جهان مطرح شده بود. بسیاری از پادشاهان…
-
چیزی به انقلاب نمانده (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
مدیر کل من در سازمان ثبت احوال استان سیستان و بلوچستان شخصی بود بنام توفیقی که ایشان یکی از شاخههای حزب رستاخیز را مدیریت مینمود. حزب چندین شاخه داشت که افراد متعددی آنرا تحت رهبری غلامرضا حسین بر مدیریت میکردند. چند ماهی از فعالیتهای غلامرضا حسین بر تحت عنوان دبیرکل…
-
شهرهای روستا نما (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
در اوایل سال ۱۳۵۷ که اینجانب به عنوان معاون مدیرکل ثبت احوال استان سیستان و بلوچستان مشغول به خدمت بودم یک روز از سازمان ثبت و احوال کشور حکم مأموریت برای بنده صادر شد که به موجب آن جهت بررسی وضعیت شناسنامهای مردم سفری به بعضی از شهرهای بندرعباس داشته…
-
دانشگاهیان در مقابل خوانین (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
قبلاً به این موضوع اشاره کردهام که پس از تأسیس حزب رستاخیز، با توصیههای داریوش همایون وزیر اطلاعات و جهانگردی و قائم مقام دبیر کل حزب رستاخیز، بنده خود را از تهران به زاهدان منتقل کردم. برخی از تحصیل کردگان و فعالان بلوچ ساکن تهران بنا به دلایلی نتوانستند به…
-
لژیون خدمتگزاران بشر در زاهدان (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
کورش لاشایی، یکی از رهبران سازمان انقلابی حزب توده، در اوایل دهه پنجاه جهت سازماندهی مقاومت در ایران فعالیت میکرد. وی توسط حکومت پهلوی بازداشت و زندانی شد. لاشایی بعدها در سخنان و مصاحبههای خود مدعی گردید که مقاومت در برابر حکومت پهلوی بیفایده است و باید با رژیم همکاری…
-
خوانین و رژیم پهلوی (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
از خوانین و سردارانی که بنده با آنها آشنا بودم و یا کم و بیش رفت و آمد داشتم افراد ذیل را میتوان نام برد: عیسی خان مبارکی (لاشار ایرانشهر)، محمد خان میرلاشاری (لاشار ایرانشهر)، سرهنگ ریگی (خاش)، سرگرد ریگی (خاش)، مهرالله خان ریگی (خاش)، کریم بخش سعیدی (چابهار)، بهمن…
-
مولویها و رژیم پهلوی (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
مولویها بتدریج از دهه بیست به بعد به عنوان یک باصطلاح نیروی اجتماعی پا به منطقه بلوچستان گذاشتند. آنچه که ملاها رواج داشته بودند مولویها کم کم منسوخ کردند. هر چند که امروزه فرقی بین ملأ و مولوی وجود ندارد و این واژه را میتوان برای هر دو بکار برد…

