کورش لاشایی، یکی از رهبران سازمان انقلابی حزب توده، در اوایل دهه پنجاه جهت سازماندهی مقاومت در ایران فعالیت میکرد. وی توسط حکومت پهلوی بازداشت و زندانی شد. لاشایی بعدها در سخنان و مصاحبههای خود مدعی گردید که مقاومت در برابر حکومت پهلوی بیفایده است و باید با رژیم همکاری کرد. او در حمایت از سیاستهای رژیم پهلوی اطلاعات ارزشمندی درباره فعالیتهای گروههای چپ در اختیار ساواک قرار داد و نه تنها مورد عفو شاه قرار گرفت بلکه به عنوان مسئول «لژیون خدمتگزاران بشر» منصوب گردید.
در یکی از روزهای اواسط سال 1356 کوروش لاشایی به زاهدان آمد. غلامرضا حسین بر دبیر حزب رستاخیز (سیستان و بلوچستان) برای استقبال لاشایی به فرودگاه زاهدان رفت و همان شب برنامهای تدارک دید که به صرف شام دور هم باشیم. آن شب که برای شام گرد هم جمع شده بودیم موضوع حقوق بشر مطرح شد و بنده نیز در همین راستا کمی صحبت کردم و در پایان به کوروش لاشایی گفتم آن اهدافی که این سازمان دارد جایش در استان ما خالی است و لطفاً دستور دهید شعبهای از این سازمان در سیستان و بلوچستان نیز تأسیس گردد.
لاشایی پس از بازگشت به تهران دستور ایجاد شعبهای از لژیون خدمتگزاران بشر را در استان سیستان و بلوچستان صادر نمود و از بنده خواست که مسئولیت آنرا بر عهده گیرم. فکر کنم به مدت چند ماه مکانی را در خیابان مصطفی خمینی زاهدان اجاره کردیم. البته این تشکیلات هیچ امکاناتی به بنده نداد. حتی یک ریال بابت فعالیتهایی که صورت میگرفت شخصاً به عنوان حقوق و مزایا دریافت نکردم. در این تشکیلات فقط یک حسابدار و یک نظافتچی حقوق میگرفتند. گاهی بودجه مختصری که به شکل تنخواه از سازمان مرکزی به دست ما میرسید صرف احتیاجات درمان و داروی نیازمندان میشد. نحوه فعالیتهای ما به این شکل بود که از دانشجویان داوطلب یا اشخاص علاقمند تقاضا میکردیم که به حاشیه شهر بروند و افراد و خانوادههای نیازمند را شناسایی نمایند. به سه طریق به آنها کمک میشد: یک، افراد فقیر و نیازمند را به خیرین معرفی میکردیم. دو، در خصوص افراد نیازمند با سازمان مرکزی مکاتبه میشد و پس از بررسی های لازم مبلغی به تشخیص مدیرعامل در اختیار ما قرار میگرفت. این وجه طبق همان گزارشهای تنظیم شده به افراد نیازمند پرداخت میگردید و اسناد مربوطه دوباره به تهران ارسال میشد. سه، وجوهات نقدی که خیرین در اختیار ما میگذاشتند را به خانواده های نیازمند میدادیم و طبق لیست از نیازمندان رسید میگرفتیم و یک نسخه از سند را جهت اطلاع سازمان مرکزی به تهران میفرستادیم و نسخه دیگر را در دفتر زاهدان بایگانی میکردیم. تا زمان پیروی انقلاب اسلامی این سازمان وجود داشت و بعد منحل گردید.



دیدگاهتان را بنویسید