-
گدای ثروتمند (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
خانهای که در آن سکونت داشتیم بافت خیلی قدیمی و کهنهای داشت. آن منزل آنقدر فرسوده بود که یک شب که بارندگی شدیدی درگرفت از سقف اتاق آب باران به داخل فرو ریخت و شرایط ماندن را برای ما سختتر کرد. این مسئله باعث شد که همان شب به فکر…
-
هما در تهران (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
در آنزمان بین تهران و زاهدان فکر کنم هفتهای یک پرواز صورت میگرفت. مسافرتهای من از پایتخت به سراوان یعنی جنوب شرقیترین نقطه کشور معمولاً با اتوبوس انجام میشد. این سفرها بسیار خسته کننده بود. اگر صاحب ماشین میشدم دیگر نیازی نبود این مسیر طولانی را با اتوبوس طی کنم.…
-
ازدواج من (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
معمولاً تابستان هر سال یکبار برای دیدار پدر و مادر و اعضای خانواده و فامیل از تهران به سراوان میرفتم. در شهریور ۱۳۴۸ که به سراوان رفته بودم پدرم از بنده خواست که ازدواج کنم. او دختر عمویم (نور بی بی طاهری بخشانی یا هما) یعنی دختر عمو ابراهیم را…
-
آدم مست و زورگو (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
بهرحال خوب یا بد زندگی سپری میشد. روزها سرکار میرفتم و عصرها در کلاسهای دانشگاه شرکت میکردم. همچنین، از روی کنجکاوی و علاقه زیاد، به بخش خصوصی نیز روی آوردم؛ به عبارت دیگر، همزمان هم تحصیل میکردم و هم در دو بخش دولتی و خصوصی به کار مشغول بودم. تمامی…
-
یخچال (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
گرانی یکی از بزرگترین مشکلات مردم ایران بشمار میرفت. در دهه چهل افزایش بیحساب قیمتها زندگی مردم را واقعاً تحت فشار گذاشته بود. در تهران به علت درآمد کم و گرانی مسکن اکثر خانهها خالی بود. روزنامه کیهان در شماره ۲۳ فروردین ۱۳۴۰ درباره گرانی مسکن مینویسد «امروز در تهران نزدیک…
-
اقتصاد یا حسابداری (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
شش ماه بعد از استخدامیام در وزارت دارایی اتفاق جالبی افتاد. در سال 1347 در دانشگاه ملی ایران که امروزه به دانشگاه شهید بهشتی شهرت دارد در مقطع کارشناسی (لیسانس) پذیرفته شدم. در دو رشته حسابداری و اقتصاد میتوانستم ادامه تحصیل دهم اما پس از مشورت با یکی از اساتید…
-
عکس یادگاری (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
در آنزمان بنده اولین فرد از فامیل یا شاید یکی از نخستین سراوانیها و یا حتی جزو یکی از اولینهای بلوچ بودم که در تهران استخدام شده است، آنهم در چه وزارتخانهای و با چه حقوقی! وقتی فامیل در سراوان شنیده بودند که من ماهانه 1164 تومان حقوق میگیرم خیلی…
-
اعمال نفوذ و جابجایی (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
پس از مدتی به حوزه مالیاتی دیگری منتقل شدم. ممیز و رئیس حوزه جدید شخصی بود بنام آقای «ض». وی از همان آغاز سعی میکرد در بنده اعمال نفوذ کند. بهعنوان مثال، خیلی مرا در فشار میگذاشت که در رسیدگیها و حسابرسیهایی که از شرکتها بعمل میآورم نظر او را…
-
دوستان بزرگ (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
اولین ممیز من در «حوزه مالیاتی هفتاد» واقع در خیابان خیام میدان اعدام شخصی بود بنام آقای فقیهی. ایشان لیسانس اقتصاد داشت و جزو یکی از همکاران باهوش و دلسوز بشمار میرفت. بنده خیلی از ریزه کاریهای کار و زندگی را از وی یاد میگرفتم. او همیشه خندان و شوخ بود.…
-
تشنج مؤدی (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
بخاطر دارم که روزی یکی از مودیان که به برگ تشخیص صادره از کمک ممیز و سر ممیز اعتراض داشت نزد ممیز کل رفته و در حضور ایشان بسیار گریه و زاری میکرد. ممیز کل (آقای کاردار) مردی مقتدر و آگاه به قوانین مالیاتی بود. او برای اینکه پرونده را…
