دوستان بزرگ (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)

اولین ممیز من در «حوزه مالیاتی هفتاد» واقع در خیابان خیام میدان اعدام شخصی بود بنام آقای فقیهی. ایشان لیسانس اقتصاد داشت و جزو یکی از همکاران باهوش و دلسوز بشمار می‌رفت. 

بنده خیلی از ریزه کاریهای کار و زندگی را از وی یاد می‌گرفتم. او همیشه خندان و شوخ بود. همکاران اداره «سر ممیزی بیست و یک» احترام ویژه‌ای برای فقیهی قائل بودند. 

از آنجا که در امور مالیاتی فساد نیز به شکل‌های مختلف وجود دارد اغلب سعی می‌کردم از تجربیات و سلامت کاری آقای فقیهی بهره ببرم. حقیقتاً فقیهی در این خصوص کوتاهی نمی‌کرد. ایشان راهنمای بسیار خوبی بود و همیشه با دقت به توصیه‌های او گوش فرا می‌دادم. آقای فقیهی سالم کار می‌کرد و اهل زد و بند نبود. 

یکی دیگر از همکاران کمک ممیز بنده آقای ثقفی نام داشت. متاسفانه سال‌های سال بود که از آقای ثقفی خبری نداشتم تا اینکه در سال 1390 وی را در زاهدان ملاقات کردم. 

از قرار معلوم دانشگاه سیستان و بلوچستان از آقای ثقفی جهت سخنرانی در سمیناری دعوت می‌کند. حضور آقای ثقفی به سمینار و دانشگاه اعتبار زیادی می‌داد، چرا که وی را معمولاً در ایران به‌عنوان پدر حسابداری می‌شناسند. دکتر ثقفی دارای درجه دانشگاهی استاد تمام (پروفسور) است. 

جالب اینکه در پاسخ به برگزار کنندگان سمینار در دانشگاه سیستان و بلوچستان، دکتر ثقفی می‌گوید: «به شرطی به زاهدان می‌آیم که محمد رضا طاهری را هم بتوانم ببینم. وی از دوستان قدیمی من است. او را پیدا کنید و در سمینار هم از وی دعوت کنید». 

بالاخره، روز و ساعت برگزاری سمینار فرا رسید و بنده هم در این سمینار شرکت کردم. سمینار در سالن اجتماعات امام رضا (ع) در دانشگاه سیستان و بلوچستان با حضور تعداد قابل توجهی از اساتید دانشگاه و هیات رئیسه و امام جمعه و استاندار با سخنرانی پروفسور ثقفی شروع شد. 

وی در حین سخنرانی به نحوی از بنده نیز یاد و تجلیل نمود. اما این دیدار تاریخی من با استاد ثقفی نیمه تمام ماند، چرا که در همان روز یعنی بیست و دوم اردیبهشت 1390 اتفاق بسیار بدی برای خانواده ما افتاد… متاسفانه مادرم فوت کرد و من به سراوان رفتم.

احمد رضا طاهری. یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم (1346-1357). انتشارات کتاب بلوچ، 1399

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *