در آنزمان بنده اولین فرد از فامیل یا شاید یکی از نخستین سراوانیها و یا حتی جزو یکی از اولینهای بلوچ بودم که در تهران استخدام شده است، آنهم در چه وزارتخانهای و با چه حقوقی!
وقتی فامیل در سراوان شنیده بودند که من ماهانه 1164 تومان حقوق میگیرم خیلی تعجب کرده بودند. در آن زمان نظامیان و معلمان که چندین سال سابقه خدمت داشتند حقوقشان از 300 یا 400 تومان بیشتر نبود.
شاید تعداد بلوچهایی که در تهران سکونت داشتند به پنجاه نفر هم نمیرسید. البته نزدیک به پانزده نفر را بنده بهخوبی میشناختم.
معمولاً سالی یکبار برای دیدن پدر و مادر از تهران به سراوان میرفتم. البته پروازهای تهران به زاهدان هم محدود بودند و هم گران. اگر اشتباه نکنم نرخ بلیط هوایی از تهران به زاهدان نزدیک به 250 تومان بود.
چنانچه کسی از منطقه ما با هواپیما سفر میکرد آنرا جزو افتخارات خود میدانست. من معمولاً زمینی با اتوبوس تردد میکردم – از تهران به زاهدان نزدیک به 1500 کیلومتر و از زاهدان به سراوان 375 کیلومتر.
هر موقع هم قصد سفر هوایی داشتم قبلاً به سراوان تلگراف میزدم که با هواپیما میآیم؛ مسیر هوایی فقط از تهران به زاهدان صورت میگرفت و مسیر زاهدان به سراوان را میبایست با اتوبوس میپیمودم.
بگذریم، در یکی از روزهای سال 1347 پدرم از من خواست که یک عکس از خود قاب گرفته و برای ایشان بفرستم. یک روز صبح به یکی از عکاسیهای خیابان لاله زار (تهران) رفتم و عکسی از خود گرفتم. آنرا قاب نموده و از طریق پست برای پدر به سراوان ارسال کردم.
این عکس تا سال 1390 که مادرم (ماه بی بی خدابنده) درگذشت در مهمانخانه منزل سراوان بر روی دیوار نصب بود.
از آنجائیکه پدر (عطا محمد) بزرگ طایفه ملازهی بشمار میرفت و در عین حال دفتر کار وی که سردفتری ازدواج و طلاق سراوان را بر عهده داشت در منزل واقع شده بود و همچنین اموری چون رتق و فتق مسائل خانوادگی و اجتماعی مردم که با ریش سفیدی پدر صورت میگرفت، بسیاری از مردم به مناسبتهای مختلف به منزل پدر تشریف میآوردند و خواسته یا ناخواسته آن عکس را میدیدند.
اما بعد از درگذشت پدر (1377) و مادر (1390) این عکس که بهعنوان تنها یادگار دوران شروع به کار من در تهران بحساب میآمد دیگر سایه پدر و مادر را بالای سرخود ندید، لذا آن عکس یادگاری را به منزل خود در زاهدان آوردم و در کتابخانهام در کنار عکس پدر نصب کردم.
احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم (۱۳۴۶-۱۳۵۷). انتشارات کتاب بلوچ ۱۳۹۹.



دیدگاهتان را بنویسید