-
خشم دایی (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
قبلاً در جلد اول یادداشتهای خود از دایی علی اکبر خدابنده برای شما گفتهام. پیشتر اشاره کرده بودم که وی هر صبح وزنه برداری میکرد. زمانی که بچه بودم گاهی به منزل دایی میرفتم و او را حین ورزش بدنسازی تماشا میکردم. دایی علی اکبر شخصی فوق العاده مذهبی و…
-
کریم دستمالچی (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
آقای کریم دستمالچی یکی دیگر از دوستان نزدیک بنده بود. پدر او سرای بزرگی بنام سرای دستمالچی داشت. کریم از بازاریان ثروتمند تهران بحساب میآمد و بین بازاریان تهران خیلی محبوب بود. بیشتر اختلافات بازاریان بخصوص بر سر مسئله کسب و کار توسط ایشان حل و فصل میشد. گاهی من…
-
طوفان شن (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
در یکی از روزهای سال 1351 برای اولین بار تصمیم گرفتم با ماشین پیکان جوانان (اتومبیل جدیدم) به سیستان و بلوچستان سفر کنم. حقیقتاً، غلامرضا (برادرم) قصد ازدواج داشت و برنامه را طوری تنظیم کرده بودیم که به موقع در این مراسم حضور داشته باشیم. از سازمان چند روزی مرخصی…
-
خانم سناتور (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
اگر اشتباه نکنم به نظرم در دوره پهلوی خرید و فروش پست و مقام چندان صورت نمیگرفت. منظور اینکه کاری که در عصر ناصرالدین شاه حاج میرزا آقاخان نوری انجام میداد یعنی پستها را میخرید و می فروخت، چنین عملی به این شکل در دوره پهلوی رواج نداشت. اگر چنین…
-
جایگاه اجتماعی (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
بهرحال روزها و شبها بر وفق مراد میگذشت و بنده طبق معمول ساعات اداری را در بخش دولتی مشغول بودم و عصرها در بخش خصوصی کار میکردم. کار در وزارت دارایی و مشغولیت در بخش خصوصی و روابط دوستانه با برخی از تجار بزرگ ایران و تحصیل در رشته اقتصاد…
-
دیدار با اسدالله علم (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
رضا شاه تمامی خوانین متمرد را در سراسر ایران قلع و قم نمود و شعارش این بود که «یا در خدمت من یا مقابل من! هر کسی حالت دوم را اختیار کند معنی و مفهوم آن است که با من سرجنگ دارد»! دوست محمد خان بارانزهی (بارکزهی) و شیخ خزعل…
-
کار آزاد (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
زندگی در شهرهای بزرگ چون تهران مثل یک دانشگاه میماند. بازار تهران یکی از مکانهای مهم ایران بشمار میرود که میتواند سرنوشت خیلیها را تغییر دهد. بنده همیشه درباره نحوه کسب درآمد کاسبان و تجار کنجکاو بودهام. برایم عجیب بود که چطور عدهای در بازار تهران باصطلاح راه میروند و…
-
سیاست و کسب و کار (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
با آقای سعید منشی زاده در سال ۱۳۴۸ آشنا شدم. از آن زمان تا امروز (۱۳۹۷) وی یکی از دوستان خوب بشمار میرود و انشالله که این دوستی همچنان پایدار بماند. سعید فرزند یک تاجر قدیمی و بزرگ بازار تهران است. پدر خانم سعید نیز از تاجران فرش بود. از…
-
دعانویس (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
پس از مدتی پری (خواهرم) از ما خداحافظی کرد و به سراوان برگشت اما بلافاصله زهرا (خواهر دیگرم) به تهران آمد [متاسفانه زهرا در سال 1400 به دلیل بیماری کرونا به رحمت خدا رفت. با از دست دادن خواهر عزیزم زهرا ضربه سنگینی به لحاظ روحی به خانواده وارد شد]. …
-
بنز شکاری (یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)
در سال 1349 از اداره دارایی واقع در خیابان خیام به خیابان پهلوی چهاراه شاه رضا (ولیعصر امروز و انقلاب) منتقل شدم. اتفاقاً در طبقه همکف همین اداره بنگاهی وجود داشت که در کار خرید و فروش ماشین بود. یک روز به این نمایشگاه رفتم. یک دستگاه اتومبیل بنز 450…
