دعانویس (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)

پس از مدتی پری (خواهرم) از ما خداحافظی کرد و به سراوان برگشت اما بلافاصله زهرا (خواهر دیگرم) به تهران آمد [متاسفانه زهرا در سال 1400 به دلیل بیماری کرونا به رحمت خدا رفت. با از دست دادن خواهر عزیزم زهرا ضربه سنگینی به لحاظ روحی به خانواده وارد شد]. 

بگذریم، در این مقطع زمانی (1350) وضعیت در منزل اقدس خانم مناسب نبود. بخاطر رفت و آمد زیاد مهمان‌های ما این خانم به بهانه‌های مختلف بنده را تحت فشار می‌گذاشت که اجاره بیشتری بپردازم. 

به همین علت چند ماه بعد به منزل دیگری نقل مکان کردیم. محل سکونت جدید ما در خیابان سپه غربی نزدیک چهاراه قصرالدشت قرار داشت. در منزل جدید دو باب اتاق را که با پرده‌ای از هم جدا می‌شدند به مبلغ ماهیانه هزار و پانصد ریال اجاره کردیم. 

صاحب خانه شخصی بود بنام آقای «م» که با پنج دختر و همسرش در همین منزل زندگی می‌کرد. او یک دعانویس بود که ظاهراً تمامی مخارج زندگی‌اش از محل اجاره اتاق‌ها و دعانویسی اداره می‌شد. 

این دعانویس یک اتاق در طبقه سوم منزلش برای دعانویسی اختصاص داده بود. حضور بیماران یا کسانی که مشکل خانوادگی و روحی یا روانی داشتند برای خانواده «م» یک امر عادی بنظر می‌رسید. یکی از پاهای او از قسمت ران قطع شده بود، اما با پای دیگر به‌خوبی رانندگی می‌کرد. 

ظاهراً یا «م» از مراجعین پول‌های زیادی می‌گرفت و یا اینکه مراجعین شفا پیدا نمی‌کردند. در آن منزل، یک گوشی تلفن بین ما و خانواده «م» به‌ صورت مشترک مورد استفاده قرار می‌گرفت که بطور متوسط یک یا دو بار در ساعت تلفن زنگ می‌خورد. گاهی که بنده گوشی را بر می داشتم طرف مقابل حرف‌های رکیک و فحش‌های بسیار بدی به آقای «م» می‌گفت. 

بیشترین مراجعه کنندگان این دعانویس خانم‌ها بودند که یا با همسران خود مشکل داشتند و یا بچه دار نمی‌شدند. بهرحال، برای مدتی مجبور شدیم این اوضاع و احوال را در منزل جدید تحمل کنیم.

اقامت ما در این منزل به یکسال طول نکشید که به محل دیگری واقع در خیابان هاشمی نقل مکان نمودیم ولی این دفعه یک طبقه از یک منزل را اجاره کردیم.

احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم (۱۳۴۶-۱۳۵۷). انتشارات کتاب بلوچ ۱۳۹۹.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *