در سال 1349 از اداره دارایی واقع در خیابان خیام به خیابان پهلوی چهاراه شاه رضا (ولیعصر امروز و انقلاب) منتقل شدم.
اتفاقاً در طبقه همکف همین اداره بنگاهی وجود داشت که در کار خرید و فروش ماشین بود.
یک روز به این نمایشگاه رفتم. یک دستگاه اتومبیل بنز 450 شکاری توجه مرا به خود جلب کرد.
قیمت آن سیصد هزار تومان بود. بنده حساب کردم که با ماهی دو هزار تومان میبایست حدود پانزده سال کار کنم و چیزی هم هزینه نکنم تا بتوانم بعد از پانزده سال این ماشین بنز را صاحب شوم، البته به شرطی که افزایش قیمتی در کار نباشد.
بهرحال، تصمیم گرفتم یک دستگاه پیکان که در آن زمان هر کس توان خرید آنرا نداشت خریداری کنم.
در آن نمایشگاه چهار نوع پیکان موجود بود. پیکان کار سواری، پیکان دولوکس، پیکان جوانان و پیکان وانت.
با توجه به وضعیت مالیام پیکان کار سواری را انتخاب کردم. قیمت آن سیزده هزار تومان بود.
بلافاصله قرارداد منعقد گردید و سه هزار تومان پرداختم. الباقی مقرر شد ماهیانه سیصد تومان دارایی از حقوقم کسر و به حساب ایران ناسیونال واریز نماید.
در این زمان من گواهینامه رانندگی نداشتم؛ اما در سال 1347 مرحوم حبش گلدرزهی (یکی از اقوام) و دیگر دوستان که به پاکستان رفته بودند، بنا به درخواست بنده، یک گواهینامه رانندگی پاکستانی به قیمت سیصد تومان برایم خریده بودند.
این گواهینامه را در تهران به یک گواهینامه بینالمللی تبدیل نمودم و چند سالی با آن رانندگی کردم. خوشبختانه مشکلی پیش نیامد تا اینکه در سال 1352 موفق شدم در تهران گواهینامه رانندگی پایه دو بگیرم.
احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم (۱۳۴۶-۱۳۵۷). انتشارات کتاب بلوچ ۱۳۹۹.



دیدگاهتان را بنویسید