اگر اشتباه نکنم به نظرم در دوره پهلوی خرید و فروش پست و مقام چندان صورت نمیگرفت. منظور اینکه کاری که در عصر ناصرالدین شاه حاج میرزا آقاخان نوری انجام میداد یعنی پستها را میخرید و می فروخت، چنین عملی به این شکل در دوره پهلوی رواج نداشت. اگر چنین اتفاقی هم میافتاد بیشتر به شکل مهمانی و پذیرایی صورت میگرفت. به قول معروف «پارتی بازی» را نمیتوان منکر شد.
موضوعی که میخواهم درباره خانواده جهانبانی مطرح کنم این است که این خانواده در سطوح بالای مملکت بودند و بنظرم شایستگی این پستها را داشتند. به عنوان مثال، نادر جهانبانی یکی از فرمانده هان عالی نظامی بشمار میرفت. خانم جهانبانی در سالهای پنجاه از سناتورهای مطرح محسوب میشد. البته وی در عین حال ریاست دبیرستان ایران در خیابان مولوی تهران را بر عهده داشت.
بنده با خانم جهانبانی در تهران آشنا شدم. در آن زمان به عنوان ممیز مالیاتی (حوزه مالیاتی 72 – سر ممیزی 21) در اداره کل مالیاتهای مرکزی تهران مشغول بکار بودم که یک روز بانویی مسن حدوداً شصت ساله وارد اتاقم شد و خود را معرفی کرد، اما نه به عنوان یک سناتور. او هیچ اشارهای به سناتور بودن خود ننمود بلکه اینگونه گفت که: «من جهانبانی هستم، رئیس دبیرستان ایران و آمدهام وضعیت مالیاتی سال گذشته این دبیرستان را مشخص کنم».
من از وی تعداد دانش آموز، موقعیت مکانی دبیرستان و تعداد دبیران که از قرائن تشخیص مالیات بود را پرسیدم و ایشان بهصورت کتبی همه موارد را به من اعلام نمود. بعداً که بنده تحقیق کردم متوجه شدم که اطلاعات داده شده صحیح است. بر خلاف خیلی از مودیان دیگر، او امانتداری را در ارتباط با مالیات دقیقاً رعایت کرده بود. بنده برگ مالیات را صادر و به خانم جهانبانی ابلاغ کردم. در واقع آشنایی بنده با ایشان از همین پرونده شروع شد.
بعدها نیز متوجه شدم که خانم جهانبانی با طایفه ریگی در خاش ارتباط نزدیکی دارد و تا آنجا که به یاد دارم با هم وصلت کرده بودند.
خانم جهانبانی در ارتباط با کلپورگان و سفالهای معروف سراوان زحمات زیادی میکشید و این محصولات را به شهرت جهانی رسانده بود. وی یک فروشگاه بزرگ از صنایع دستی ایران بخصوص سفال کلپورگان در خیابان سمیه داشت. لازم به یادآوری است که تیمسار جهانبانی بزرگ را به عنوان تعیین کننده حد فاصل مرز ایران و سایر کشورهای همجوار میشناسند. تیمسار جهانبانی در زمان رضا شاه تمامی مرزهای ایران را میله گذاری نمود و یکی از این میلهها که بلوچستان ایران را از بلوچستان پاکستان جدا میکند به میل 72 معروف است که در میرجاوه نقطه صفر مرزی ایران و پاکستان قرار دارد.
احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم (۱۳۴۶-۱۳۵۷). انتشارات کتاب بلوچ ۱۳۹۹.



دیدگاهتان را بنویسید