دوستی من و حمید (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)

حمید میرعثمان یکی از بهترین دوستانم بود. پدر حمید قادربخش نام داشت. وی جزء آن دسته از ژاندارمها بشمار میرفت که در اجرای سیاستهای دولت و ژاندارمری به زابل منتقل شده بود. ایشان دو همسر داشت که یکی از آنها مادر حمید بود. آقای قادربخش معمولا با خانم دومش زندگی میکرد. حمید و مادرش در منزلی بزرگ و قدیمی که دارای محوطه وسیعی بود در یکی از اتاقها سکونت داشتند. هزینه آنها را پدرش میداد که در یکی از روستاهای زابل در پاسگاهی مشغول به خدمت بود. من بیشتر اوقات فراغت خود را با حمید میرعثمان میگذراندم. من و حمید اغلب عصرهای پنجشنبه به سینما خراشادی میرفتیم. برخی اوقات هم که زیاد درس میخواندم و حوصله ام سر میرفت به منزل حمید میرفتم. زابل پارک بزرگی داشت که من و حمید معمولا در این پارک درس میخواندیم. حمید خیلی به لباسهای خوب بخصوص کت و شلوار علاقمند بود. پدرش گاهی از هزینه های زیادی که حمید برای خود میکرد عصبانی میشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *