تا آنجا که یادم میاید تغییر اساسی در لباس زن و مرد بلوچ بوجود نیامده است. بدن، گومتام، پاچه شلوار، و آستین، چهار واژه گلدوزی پیراهن زنانه بلوچی میباشند. بعضی گلدوزیها گران قیمت و بعضی ارزان قیمت هستند. اما بجز تغییرات سطحی، فرم و شکل لباس بلوچی زنانه همیشه در طول این شصت سال یکسان بوده است. لازم به ذکر است که لباس بلوچی زنانه یکی از زیباترین لباسهای بانوان در دنیا بشمار میرود. تغییرات آنچنانی نیز در لباس مردان بلوچ بوجود نیامده است. در مدل پیراهن مردانه دامن کوتاه تا نزدیک زانو و در بعضی موارد تا زیر زانو است.
در زمان قدیم همسایه ای داشتیم بنام مهیم خان که دیوار به دیوار منزل ما در بخشان زندگی میکرد. او شلواری بسیار پرچین داشت که سه برابر شلوار دیگران بود. بلندی عمامه وی نزدیک مچ پا میرسید. این نوع لباس را عمدتا خوانین و آدمهای مهم میپوشیدند و فکر کنم بیشتر متعلق به روستای بم پشت بود. مهیم خان وقتی در کوچه راه میرفت نظر همه را به سوی خود جلب میکرد.
کلاه مردان در آنزمان از پاکستان وارد میشد. معمولا برای بچه ها و نوجوانان کلاه از پاکستان می آوردند که به کلاه کراچی “والا” شهرت داشت. این کلاه لوله مانند بود و نخی در سر آن قرار داشت که بشکل گل آویزان میشد. نوجوانان از این نوع کلاه خیلی خوششان میامد. بعدها کلاه هایی که دورشان پشمی بود مرسوم گردید. در همان موقع عده ای مانند مولوی ها بجای کلاه عمامه سرشان میکردند. مولویها تاکید میکردند که هنگام نماز شلوار باید بالای مچ پا، و پیراهن میبایست زیر زانو باشد. آنها میگفتند با اینگونه پوشش نماز بهتر مورد قبول واقع میشود.
در آنزمان کمتر کسی نماز را سرلخت میخواند و حتما یک دستمال، کلاه، یا عمامه روی سر قرار میگرفت. امروزه این مسئله زیاد رعایت نمیشود و سرلخت نماز خواندن یک امر عادی شده است. برخی از مولویهای آنزمان میگفتند <<ریش باید آنقدر بلند باشد که وقتی آن را با دست میگیرید از زیر دست مقداری آشکار گردد.>> آنها همچنین تاکید بر تراشیدن سبیل بطور کامل داشتند و معتقد بودند که با اینگونه چهره در آن دنیا پیامبر به پیشواز امت خود میاید و شفاعت آنها را میکند. امروزه، آندسته از مردم بلوچی که گرایشهای شدید مذهبی دارند همچنان این نوع شکل و شمایل را رعایت میکنند.



دیدگاهتان را بنویسید