بهترین غذا (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)

در آن زمان مردم آنقدر فقیر بودند که بندرت نان گندم میخوردند. نان و خرما، کشک بلوچی، کشک بیرجندی، عدس، باقلا و سبزیجات جزء بهترین غذاها محسوب میشدند. برنج، یکی از بهترین غذاهای آنزمان، بسیار کمیاب بود. شاید ما که مثلا از نظر مالی وضعیت مناسبتری نسبت به دیگران داشتیم سالی چند بار بیشتر برنج نمیخوردیم. خورش و برنج از مهمترین غذاها بشمار میرفت که معمولا ما آنرا برای مهمانانی چون مسئولین دولتی تهیه میکردیم. حقیقتا بهترین غذاها صرف مهمانان میشد. در شرایط عادی معمولا هفته ای یکبار آبگوشت میخوردیم. روش خوردن به اینصورت بود که در یک ظرف  بزرگ آبگوشت میریختیم و نان ذرت، جو یا گندم در آن ترید میکردیم و گوشتها را وسط ظرف بالای نان میگذاشتیم و پس از شستن دستها که معمولا فقط با آب و بدون صابون صورت میگرفت، همه اطراف ظرف مینشستیم و غذا را با دست (بدون قاشق) میل میکردیم. با هر لقمه ای که میخوردیم کمی گوشت هم قاطی میکردیم. این غذا برای ما بسیار خوشمزه بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *