پذیرایی از مهمانان (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)

از سال 1330 الی 1339 که در سراوان مشغول تحصیل بودم (آنزمان کلاس ده در سراوان وجود نداشت) از آشنا و غیر آشنا در منزل پذیرایی میکردم. خانه ما شباهت زیادی به مهمانسرا داشت. مسئولیت پذیرایی بیشتر بر عهده من بود. با این اوضاع و احوال فرصت برای درس خواندن بوجود نمی آمد. از اینرو برای مطالعه شبها مجبور بودم هیزم روشن کنم. بعدها که از چراغ فانوس استفاده میکردیم چراغ را ساعتها روشن نگه میداشتم. روزهایی هم که از ترس کار و برای مطالعه به نخلستان پناه میبردم بمحض ورود مهمان بچه های کوچکتر از جمله محمد انور طاهری (پسر عمو) را دنبالم میفرستادند که به خانه برگردم. در نتیجه اغلب مجبور میشدم درس را ترک کنم  و  برای کار و  پذیرایی به منزل بروم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *