پنج ماه اول سال تحصیلی 39-40 که منزل دایی موسی خدابنده بودم یکی از پرخاطره ترین و بهترین دوران زندگی ام بشمار میرود. محل مطالعه من یا منزل دایی بود یا کلاس درس و یا پارکها و کنار دیوارها. لازم به ذکر است اگر در طول دوران تحصیل شاگرد اول نبوده ام اما همیشه در رده دانش آموزان یا دانشجویان متوسط به بالا قرار میگرفتم. در دوره دبستان که در واقع دوره پایه بحساب می آید معلمین ما نه سواد خوبی داشتند و نه نحوه تدریس را بدرستی بلد بودند. علاوه بر آن کمبود امکانات تحصیلی در سراوان کاملا مشهود بود. بعدها که دیپلم گرفتم و به کلاسهای کنکور “هدف” در تهران رفتم تازه فهمیدم که درس خواندن و درس دادن یعنی چه! لذا پایه تحصیلی بنده از همان ابتدا ضعیف بوده ولی پشتکار بسیار قوی داشته ام.



دیدگاهتان را بنویسید