از سال 1348 لغایت 1356 دفتر سعید منشی زاده (حدود سیصد متر با شش اتاق و حیاط که حداقل سه ماشین در آن جای میگرفت) کامل در اختیار بنده بود. آقای منشی زاده شاید ماهی دوبار به دفتر میآمد. در این دفتر من به کارهای حسابداری و حسابرسی اشتغال داشتم. این مکان برای اکثر آشنایان بلوچ و دوستان تهرانی شناخته شده بود. گاهی افراد سرشناس بلوچستان مانند کریم بخش سعیدی، بهمن خان بارکزهی، مولوی مصلح الدین صالحی و چند نفر دیگر در این مکان حضور میافتند و در خصوص مسائل بلوچستان بحث و گفتگو میکردیم. لازم به ذکر است که نشستهای تحصیل کردگان بلوچ برای اولین بار توسط من و غلامرضا حسین بر برگزار میگردید و در نوع خود جزء اولین نشستهایی بشمار میرفت که بین بلوچهای تحصیل کرده مقیم تهران صورت میگرفت. این جلسات آنقدر مهم بود که برخی از مقامات کشوری چون داریوش همایون (وزیر اطلاعات و جهانگردی) را تحت تأثیر قرار میداد. در سالهای 1354 و 1355 این جلسات به اوج خود رسید. در این مقطع زمانی، من و غلامرضا حسین بر، عملکرد مقامات دولتی مانند مدیران کل استانی و استاندار سیستان و بلوچستان را بخاطر رسیدگی ضعیف و ناکارآمد آنها در خصوص مسائل و مشکلات بلوچستان بشدت مورد نقد قرار میدادیم.
در یکی از آن روزها من و غلامرضا حسین بر بهمراه تعدادی از تحصیل کردگان بلوچ در جلسهای که با حضور وزیر جهانگردی (داریوش همایون) صورت گرفت شرکت کردیم. پس از یک گفتگو و مذاکره طولانی، داریوش همایون به ما گفت: «شما مدتهاست که در رابطه با مسائل بلوچستان در تهران جلسه میگیرید و از مقامات انتقاد میکنید. پیشنهاد میدهم که به استان خود بروید و این جلسات را در همانجا برگزار کنید. من به نمایندگی از دولت به شما قول میدهم که شرایط جابجایی شما را به سیستان و بلوچستان فراهم کنیم. چنانچه کسی از شما که در ادارهای در تهران مشغول به خدمت است به شعبه اداره مربوطه در سیستان و بلوچستان معرفی میگردد. این موجب میشود که شما مسائل و مشکلات را از نزدیک پیگیری نموده و ما هم از پیشنهادات سازنده شما در امور استان استقبال خواهیم نمود».
در پاسخ به وزیر گفتیم با پیشنهاد شما موافق هستیم و به سیستان و بلوچستان میرویم. در ادامه وزیر جهانگردی به ما گفت «پس یک نفر را از بین خود معرفی کنید که پست دبیری حزب رستاخیز را که بعد از استاندار دومین مقام عالی استان خواهد شد به وی واگذار کنیم». پس از چند روز مذاکره با دوستان در نهایت تصمیم بر آن شد که غلامرضا حسین بر به عنوان دبیر حزب رستاخیز به داریوش همایون معرفی گردد. بعد از استعلامها و تشریفات اداری، حکم دبیری حسین بر برای حزب رستاخیز صادر شد. غلامرضا حسین بر که در این مقطع زمانی در تهران زندگی میکرد به زاهدان انتقال یافت. البته تعدادی از دوستان که از دانشگاهیان بودند از قبل در استان سکونت داشتند. بنده نیز خود را از تهران به سیستان و بلوچستان منتقل کردم؛ اما قبل از آنکه به چگونگی انتقال خود به سیستان و بلوچستان بپردازم لازم میدانم یادی کنم از فعالیتهای خود در بازار تهران.



دیدگاهتان را بنویسید