حزب رستاخیز (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)

حزب رستاخیز به‌ عنوان تنها حزب فراگیر به دستور محمدرضا پهلوی در اسفند ۱۳۵۳ تشکیل شد و حکومت شاهنشاهی تمام کارمندان دولت را مجبور به عضویت در حزب نمود. یک روز شاه و شهبانو در تلویزیون ملی ایران حضور یافتند و درباره عدم عضویت در این حزب شاه چنین گفت: «تمام ملت ایران باید عضو این حزب شوند و هر کسی که تمایلی به حضور در حزب ندارد با کمال میل بدون اخذ حق عوارض گذرنامه خود را بردارد و از کشور خارج شود». محمدرضا پهلوی مغرورانه چنین بیاناتی را ارائه نمود و این رویکرد در واقع عکس العمل فکری و بیانی خیلی از مردم را برانگیخت. رادیوهای خارجی بخصوص رادیو عراق که از حدود 10 الی 15 سال قبل تبلیغات زیادی را علیه شاه ایران پخش می‌کرد برای این گفتار شاه تفسیرهای زیادی ارائه داد و مردم را علیه شاه و دربار تحریک کرد. بهرحال، پس از سخنرانی شاه، صاحب منصبان و مسئولین کشوری بلافاصله جهت براه انداختن ساختار این تشکیلات سیاسی دست بکار شدند. در سال ۱۳۵۵ بیش از پنج میلیون نفر به عضویت کانون‌های مختلف این حزب در آمدند. البته لازم به ذکر است بسیاری که عضو می‌شدند عملاً گامی در جهت اهداف حزب بر نمی‌داشتند. در این زمان ایران نسبت به گذشته بسیار ثروتمند شده بود.

در تمامی شهرستانها یک اداره بنام حزب رستاخیز تحت مدیریت حزب رستاخیز استان که در رأس آن دبیر حزب استان وجود داشت و در تهران تحت مدیریت دبیرکل حزب که همتراز نخست وزیر بود و گاهی نخست وزیر در عین حال سمت دبیرکل حزب رستاخیز را بر عهده داشت، تشکیل شد. در این تشکیلات جدید حزبی همه کسانی که در آن مسئولیتی داشتند منتقدان امور دولت بودند و معمولاً به دولت در کل کشور می‌تاختند. در واقع دو تشکیلات سیاسی «دولت» و «حزب رستاخیز» چون دو ستون موازی و بلند بودند که حزب فضای باز سیاسی را بشرط قبول نظام شاهنشاهی و قانون اساسی تضمین می‌کرد. نورافکنی و پرتواندازی حزب تقریباً تمام ملت ایران را در برمیگرفت بطوریکه در تمامی شهرها از طریق حزب با بلوک بندی محله‌ای ثبت نام بعمل می‌آمد و تقریباً هیچکس نبود که حزب رستاخیز آنرا فرا نگیرد. در هر شهری محله‌هایی وجود داشت و مردمی که در این محله‌ها زندگی می‌کردند به تعداد خانواده‌ها یک مجمع عمومی تشکیل می‌دادند و از بین خود هیات مدیره و رئیس تعیین می‌کردند. هیات مدیره ها هر ده روز یکبار جلسه می‌گرفتند و مسائل و مشکلات محله از قبیل آب و برق و خواربار و وسایل آموزشی و همه اموری که مردم بدان نیاز داشتند را مطرح می‌کردند و این گزارشها از طریق رئیس هیات مدیره به اداره حزب شهرستان و از آنجا برای دبیر حزب استان ارسال می‌شد. در سازمان مرکزی حزب هر استان کمیته‌های مختلفی در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و غیره وجود داشت که صورتجلسه های هیات مدیره محله‌ها را بررسی و مسائل و مشکلات آنها را به دستگاه‌های اجرایی انتقال می‌دادند. در ستاد حزب در استان واحد دیگری وجود داشت که مسئول پیگیری تا حصول نتیجه اقدامات دستگاه‌های اجرایی بود و هرگونه کارشکنی یا عدم پاسخ را به دبیر حزب استان انتقال می‌داد و دبیر حزب از طریق استاندار مسائل را پیگیری می‌کرد. دبیر حزب استان پس از استاندار شخص دوم محسوب می‌شد. در تمامی مراسمها و تشریفات اول استاندار و سپس در کنار استاندار دبیر حزب قرار می‌گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *