جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم)

این جشن‌ها بمناسبت دو هزار و پانصد سال تاریخ شاهنشاهی ایران در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی از تاریخ ۲۰ مهر تا ۲۴ مهر ۱۳۵۰ (۱۲ تا ۱۶ اکتبر ۱۹۷۱) در تخت جمشید برگزار گردید. در این موقع تمام خیابانهای اصلی تهران را با چراغهای مختلف مزین کردند. تصاویر بزرگی از کلیه پادشاهان ایران به ترتیب سلسله از کوروش تا محمدرضا پهلوی در خیابانهای اصلی نصب نمودند؛ اما برای شخص بنده این نوع جشنها مناسب بنظر نمی‌رسید; از این جهت که در این زمان مردم ایران در فقر شدید بسر می‌بردند. بندرت کسی اتومبیل داشت. شاید از هر پانصد خانواده در تهران یک خانواده صاحب اتومبیل و شاید از هر دویست خانواده یک خانواده صاحب یخچال بود؛ بنابراین روی عرصه اینهمه فقر جشنهای 2500 ساله با غرور و افتخار برگزار گردید. حال اگر به رسم  و سنت انجام می‌گرفت بنظرم می‌بایست مختصر و محدود اجرا می‌شد. تمام شهر چراغانی بود و در میادین و پارکها خواننده‌های مشهور ایرانی به خوانندگی در میان جمعیت زیاد مشغول بودند و هنرنمایی و جوک گویی در گوشه و کنار شهر رواج داشت. جشن‌های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی البته فقط محدود به تهران و شیراز نمی‌شد بلکه در جاهای مختلف کشور این مراسم برگزار گردید.

هزینه برگزاری جشن‌ها و ساخت تأسیسات جانبی و بناها معادل 120 میلیون تا 300 میلیون تومان (حدود ۲۲ میلیون دلار با نرخ برابری سال ۱۳۵۰) از سوی منابع مختلف ذکر شده است. البته رقم هزینه شده برای این مراسم به گفته عبدالرضا انصاری (مسئول مستقیم برگزاری جشنها)، نزدیک به 200 میلیون تومان بوده که 60 میلیون آن از محل کمک بخش خصوصی، 50 میلیون از محل کمک دولتی و بقیه از محل ذخیره دفتر برگزاری جشن‌های شاهنشاهی ایران تأمین شده است.[1] این در حالیست که ژان لوروریه هزینه جشن‌ها و پروژه‌های عمرانی مرتبط را 500 میلیون دلار و ویلیام شوکراس 300 میلیون دلار برآورد می‌کنند.[2] عباس میلانی در کتاب خود تحت عنوان شاه می‌نویسد: «…بخشی از هزینه این مراسم از تجار و آدمهای ثروتمند گرفته شده، اما دقیق نمی‌دانیم که آیا واقعاً این مبالغ به‌صورت دلخواه پرداخت شده یا با دستور و فشار همراه بوده؟ به‌ عنوان مثال، گفته می‌شود که یک میلیون دلار از ارمنی‌های ایران اخذ شده است… طبق گفته سفارت بریتانیا، شهرداری تهران به تنهایی 81 میلیون دلار برای این مراسم هزینه کرده است؛ اما یکی از اعضای کمیته برگزاری این مراسم چنین مبلغی را رد می‌کند و معتقد است که فقط 22 میلیون دلار هزینه شده است… اسنادی که توسط جمهوری اسلامی (بر اساس آرشیوهای رژیم پهلوی) به دست آمده مبلغ هزینه‌های این مراسم را بیشتر از مبلغی که سفارت بریتانیا عنوان نموده نشان می‌دهد… در سال 1980 میلادی، کتاب رکوردهای جهانی گینس، این مراسم را به‌ عنوان ریخت و پاش ترین و اسراف آمیزترین[3] مراسم در دنیا ثبت کرده است».[4]

در سال 1353 که تازه مقطع فوق لیسانس علوم سیاسی را شروع کرده بودم یک فیلم سینمایی روی پرده سینماهای تهران به اکران درآمده بود و استاد جامعه‌شناسی سیاسی ما پروفسور فرهت قائم مقامی سر کلاس درس به ما دانشجویان توصیه می‌کرد که این فیلم را حتماً ببینیم. نام فیلم «اسرار گنج دره جنی» بود. این فیلم ساخته ابراهیم گلستان است. وی در سال ۱۳۵۳ کتابی نیز به همین نام بر اساس آن فیلم نوشته است.[5] فیلم کنایات مکرری به روحیه مدرنیزاسیون آمرانه شاه و روند نوسازی سطحی او دارد. کارگردان که از مشکل‌دار بودن موضوع آگاه بود و امکان توقیف فیلم را می‌داد، از مجموعه بازیگران فیلمهای صمد آقا استفاده کرد و با دادن ظاهری کمیک (خنده دار) آن را به اکران رسانید. این فیلم پس از دو هفته از پرده پایین آمد و دیگر هرگز به نمایش عمومی درنیامد. جشن‌های دو هزار و پانصد ساله و قراردادهای خارجی ایران در زمان سلطنت محمدرضا شاه (پهلوی) به طور نمادین در این فیلم به نمایش درآمده[6] و همچنین نقل شده که فیلم قبل از نمایش عمومی برای درباریان نمایش داده شد ولی جز یک نفر (امیرعباس هویدا) کسی مقصود اصلی آن را درک نکرد و همین فرد هم مسبب پایین کشیدن آن از نمایش عمومی فیلم می‌شود.

در این فیلم داستان از این قرار است که «علی (پرویز صیاد) کشاورزی است که به هنگام شخم زمین اش به گنجی بزرگ دست می‌یابد. او پنهانی و به تکرار مقداری از اشیاء گنج را برای فروش به شهر می‌برد و به زودی زندگی مجللی برای خود فراهم می‌کند. حالا این روستایی خود را یک سر و گردن بالاتر از هم روستائیان خود می‌دید. علی دور محدوده زندگی خود حصاری ایجاد می‌کند و تقریباً رابطه خود را با دیگر روستائیان قطع می‌نماید. او در حصار زندگی خود هیچ ساختار زیر بنایی مانند لوله کشی آب، برق، گاز و غیره نداشت اما برای روکش منزل خشت گلی خود از بهترین سنگ‌های ایتالیایی استفاده می‌کرد و همه گونه لوازم خانگی مثل یخچال و لباس شویی و ظرف شویی و آب گرم کن خریداری می‌کرد. آن روستایی نمی‌دانست که این لوازم نیاز به لوله کشی آب، برق و گاز و غیره دارد».

تاکید استاد جامعه‌شناسی سیاسی ما برای دیدن این فیلم در واقع به طنز گرفتن عمل شاه (برگزاری جشن‌های 2500 ساله) بود. گنج شاه به نفت و گاز کشور تشبیه می‌شد. شاه زیر ساخت‌های زندگی مردم ایران را نساخته بود. در تمامی تهران فقط یک بزرگراه وجود داشت که از میدان کندی (توحید فعلی) شروع و به خیابان پهلوی که از کنار دانشگاه ملی می‌گذشت ختم می‌شد. فاصله بین شهرها، مثلاً از کرمان تا چابهار، آسفالت نبود. البته با توجه به افزایش قیمت نفت از بشکه‌ای یک دلار به بشکه‌ای یازده دلار در طول تقریباً سه سال پول زیادی وارد ایران شد که تمامی کشور ظرفیت جذب آنرا نداشت. لذا بخشی از این پول بشکل برگزاری جشن‌های 2500 ساله درآمد و یا میلیاردها دلار به‌ صورت کمک یا وام به سایر کشورها داده شد. آنطور که بنده به یاد دارم یک میلیارد به انگلستان، یک میلیارد به فرانسه، ترکیه، سوریه و کشورهای دیگر پرداخت گردید. بنظرم جمهوری اسلامی ایران هنوز درگیر وصول این مطالبات است. البته با فرانسه در ارتباط با کارخانه پژوسازی مبالغی را پا به پا کرد.

شاه در جشن‌های 2500 ساله کمتر کسی را به‌ عنوان ایرانی اجازه ورود به تخت جمشید می‌داد. همه مهمانان خارجی بودند بجز مقامات درباری ارشد که همراه مهمانان خارجی حضور داشتند. نزدیک به هفتاد نفر پادشاه، رئیس جمهور، نخست وزیر از سراسر دنیا دعوت شدند و اینگونه گفته می‌شد که غذا را در پاریس تهیه و با هواپیما به محل پذیرایی می‌آوردند. هر مهمان دارای یک چادر با تمامی تجهیرات شامل کلیه ظروف بود که از گرانترین و مشهورترین فروشگاهای اروپا خریداری می‌شد. رژه را به سبک زمان داریوش و کوروش برگزار می‌نمودند. هواپیماها مرتب بین تخت جمشید و نقاط مختلف دنیا تردد می‌کردند. اینهمه تشریفات با پول ملت ایران تهیه شده بود در حالیکه اکثر مردم ایران در فقر و بدبختی بسر می‌بردند. در اوایل انقلاب اسلامی و حتی یکسال قبل از پیروزی انقلاب بخش عمده‌ای از تبلیغات در تظاهرات علیه شاه نحوه برگزاری همین جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی بود.


[1] «جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی»، وبگاه مهر میهن (15 نوامبر 2011). همچنین، «تصویب‌نامه شماره ۱۷۹۸۸ مورخ ۱۳۳۹٫۶٫۲۴ هیئت وزیران راجع به اختصاص نصف اضافه درآمد غیر مستقیم جهت مصارف تهیه وسائل جشن دو هزار و پانصدمین سال شاهنشاهی»، وبگاه مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی (15 نوامبر 2011).

[2] ایران بر ضد شاه، ترجمه احمد فاروقی، انتشارات امیر کبیر (1358) ص 41. همچنین، آخرین سفر شاه، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی. انتشارات البرز (1377) ص ۴۸.

[3] In 1980, the Guinness Book of Rcords chose the ceremony as the most extravagant party on record.

[4] For more on this, see, Abbas Milani, The Shah, Chapter 16: THE DESERT BASH (us.macmillanusa.com/piracy).

[5] عباس میلانی، «اسرار گنج دره جنی»: روایت‌هایی متفاوت از توقیف یک فیلم، (بی‌بی‌سی).

[6] ابراهیم گلستان، نامه به سیمین، مهرنامه، شماره ۲۱، اردیبهشت ۱۳۹۱، ص ۲۵.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *