در تابستان 1353 در کنکور فوق لیسانس علوم سیاسی دانشکده علوم سیاسی تهران شرکت کردم. در آن زمان دانشکده علوم سیاسی وابسته به هیچ دانشگاهی نبود و مستقیم زیر نظر وزارت علوم اداره میشد.
در ابتدا این دانشکده به «دانشکده علوم سیاسی و امور حزبی» شهرت داشت. در این زمان، محمدرضا پهلوی (شاه) ظاهراً قصد داشت که سیستمهای دو حزبی یا چند حزبی را در ایران برقرار نماید. یکی از اهداف این دانشکده تربیت گروهی جوان و متخصص در امور سیاسی و فعالیتهای حزبی بود. اما چون واژههای حزب و احزاب در سوابق تاریخی ایران خوشنام نبودند در نتیجه این واژهها از نام این دانشکده حذف و بجای آن عبارت «امور اجتماعی» جایگزین گردید، یعنی «دانشکده علوم سیاسی و امور اجتماعی». بعد از انقلاب اسلامی این دانشکده تحت نظر دانشگاه علامه طباطبایی قرار گرفت.
در امتحان کنکور این دانشکده شرکت کردم و خوشبختانه پذیرفته شدم. همزمان با قبولی من در این دانشکده، خانم پری دلاوری (از سراوان) و آقای درخوش (از ایرانشهر) که هر دو از آشنایان بودند، در این امتحان نیز پذیرفته شدند.
چندی بعد از من مصاحبهای گرفته شد که نتیجه مصاحبه هم موفقیت آمیز اعلام گردید. اما حین انتخاب واحد به بنده اینچنین گفتند: «شما لیسانس اقتصاد دارید؛ بنابراین تمامی دروس اصلی لیسانس علوم سیاسی را نیز همزمان میبایست در مقطع فوق لیسانس علوم سیاسی بگذرانید.»
از اینرو، اگر چه که تمامی واحدهای درسی فوق لیسانس 37 واحد بود ولی من 75 واحد در دوره فوق لیسانس که ماباقی شامل واحدهای اصلی لیسانس علوم سیاسی میشد را با موفقیت پاس کردم. در نتیجه، دوره فوق لیسانس من چهار سال به طول انجامید. البته اگر این دوره را با پایان نامهام نیز حساب کنیم کل دوره فوق لیسانس بنده نزدیک به پنج سال طول کشید.
عنوان تز من «تجزیه و تحلیل سیاست بازرگانی خارجی ایران با توجه به مشکلات سیاسی جهان سوم» بود. لازم به ذکر است از مرداد 1356 که به استان سیستان و بلوچستان منتقل شدم و در امور سیاسی فعالیت میکردم کار مطالعه و تحقیق قدری به تأخیر میافتاد.
در این مدت پایان نامه را در زاهدان مینوشتم و گاهی که به تهران مراجعه میکردم جهت راهنمایی و مشورت به دیدار استادان راهنما و مشاور میرفتم. برای دسترسی به منابع خانم ساره دارابی (همسر محمد رحیم یوسفی) خیلی به من کمک میکرد. ایشان رابط بین بنده و اساتید مشاور و راهنما شده بود؛ مطالب را برای خانم دارابی میفرستادم و ایشان مطالب را به اساتید تحویل میداد و پس از تأیید اساتید وارد مرحله دیگر پژوهش میشدم.
بالاخره، در تاریخ بیست و هفتم بهمن 1357 که چند روز از انقلاب اسلامی گذشته بود در حضور استاد راهنما دکتر غلامرضا فرزانه پور و پنج استاد علوم سیاسی دیگر از جمله دکتر حیدری دفاعیه پایان نامه نهصد صفحهای خود را با موفقیت و نمره بسیار خوب به پایان رساندم.
احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد دوم (۱۳۴۶-۱۳۵۷). انتشارات کتاب بلوچ ۱۳۹۹.



دیدگاهتان را بنویسید