از روزی که آن اتفاق افتاد و من نگران و پریشان از اداره کل سپاه دانش تهران سریع خارج شدم از معلمی نیز برای همیشه صرفنظر کردم.
پس از آن دائم آگهی های شغلی در روزنامه ها را بررسی میکردم. یک روز که مشغول خواندن روزنامه بودم آگهی پذیرش استخدام در وزارت دارایی (وزارت امور اقتصادی و دارایی) توجهم را جلب کرد.
موضوع این آگهی مربوط به استخدام جهت اجرای قانون جدید مالیاتهای مستقیم مصوب 28/12/1345 میشد. برای اولین بار قانون مدرن تری به تصویب مجلس شورای ملی رسیده بود که این قانون از اول سال 1346 قابلیت اجرا داشت.
از اینرو، در امتحان کنکور استخدامی شرکت کردم. دقیقا این لحظه را هنوز به یاد دارم که میگفتند «شش هزار نفر مشغول گرفتن کارت شرکت در جلسه امتحان میباشند».
یکی از مهمترین مدارک مورد نیاز برای این استخدامی دیپلم بود. کارتهای ورود به جلسه در پشت کاخ وزارت دارایی توزیع میشد. تمام راهروهای کاخ وزارت دارایی در خیابان ناصر خسرو تهران محل برگزاری این امتحان بود.
بهرحال، مدتی گذشت و نتیجه امتحان اعلام شد و خوشبختانه بنده هم جزو پذیرفته شدگان بودم. در آنزمان فقط قبولی در امتحان کتبی کفایت میکرد و نیازی به مصاحبه و تشریفات دیگر نبود.
اما قبل از اینکه به کار مشغول شوم، قرار بر آن شد که از اول مهر 1346 بمدت چهار ماه یک دوره قبل از خدمت در ارتباط با امور مالیاتی را در وزارت دارایی بگذرانم.
از این بهتر نمیشد، چرا که هم استخدام شده بودم و هم اینکه محل کارم تهران بود!
احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول (۱۳۲۴-۱۳۴۶)، انتشارات نسیم حجاز ۱۳۹۷.



دیدگاهتان را بنویسید