مدتی پس از امتحان کنکور سال 1343 از تهران به سراوان برگشتم. چندی بعد نمرات کنکور اعلام شد. وقتی نتیجه کنکور را اعلام نمودند در روزنامه بدنبال اسم خود گشتم اما متاسفانه آنرا نیافتم و خیلی متاثر شدم.
بدبختانه فقط بیست و پنج صدم نمره کم داشتم که در رشته پزشکی پذیرفته شوم. آن زمان بزرگترین آرزوی من قبولی در کنکور پزشکی بود. اگر در آنزمان سیستان و بلوچستان سهمیه کنکور میداشت شاید در این امتحان قبول میشدم. ما سیستان و بلوچستانی ها توان رقابت با تهرانی ها را نداشتیم و این فقط بخاطر کمبود امکانات و نبود اساتید متخصص بود.
البته هنوز وقت برای خدمت سربازی باقیمانده بود و بنابراین سعی کردم دوباره برای کنکور درس بخوانم. ولی در سراوان مشکلات و محدودیتهایی برای درس خواندن وجود داشت. بعنوان مثال از مهرماه 1343 لغایت مهرماه 1344 نیمی از وقت بنده صرف کارهای دیگر از جمله پذیرایی از مهمانهای خوانده و ناخوانده و مشارکت در امور کشاورزی مانند کاشت و برداشت اختصاص میافت. محل درس خواندن من باغ های اطراف منزل بود. علاوه بر درسهای اصلی، پدر مرا به خواندن قرآن نیز تشویق میکرد.
خلاصه اینکه در سال 1344 مجدد در امتحان کنکور شرکت نمودم اما متاسفانه دوباره نمره قبولی در رشته پزشکی را کسب نکردم. ولی در رشته علوم آزمایشگاهی پذیرفته شدم.
از آنجائیکه به این رشته علاقمند نبودم، و از طرفی هم وقت خدمت سربازی فرا رسیده بود، در نتیجه ترجیح دادم به سربازی بروم. لذا در سال 1344 خود را به ارتش معرفی کردم و بعد از مقدمات و تشریفات اداری مرا به پادگان سرآسیاب کرمان فرستادند.
✍ احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول (۱۳۲۴-۱۳۴۶)، انتشارات نسیم حجاز ۱۳۹۷.



دیدگاهتان را بنویسید