لغو حکم ریاست قبل از شروع کار (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد سوم)

در جلد دوم خاطرات خود، به فردی از وابستگان خوانین صاحب‌نفوذ استان اشاره کرده‌ام که در دوران حکومت پهلوی، ارتباط نزدیکی با برخی مقامات بلندپایه در تهران داشت. پیش‌تر نیز یادآور شده بودم که این شخص با برخورد و رفتار خاص خود، توانایی زیادی در تأثیرگذاری سریع بر مخاطبان داشت. وی که در اینجا با عنوان اختصاری «گ.پ.» از او یاد می‌شود، در آغازین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، موضع خود را به‌سرعت تغییر داد و موفق شد روابط نزدیکی با برخی از نهادهای نوپای انقلابی برقرار کند.

در یکی از همین تعاملات، «گ.پ.» به دیدار یکی از مسئولان سازمان های جمهوری اسلامی در تهران رفت. وی با همان شیوه تأثیرگذار همیشگی خود، موفق شد اعتماد آن مقام را جلب کند و حکم ریاست شعبه ای از آن ارگان را برای یکی از شهرهای استان سیستان و بلوچستان دریافت نماید. این انتصاب برای وی بسیار خوشایند و افتخارآمیز بود.

با این حال، فرماندار وقت آن شهر که از سابقه و پیشینه «گ.پ.» به‌خوبی آگاه بود، بلافاصله گزارشی رسمی خطاب به مقام مافوق در سازمان مذکور در تهران ارسال کرد و خواستار لغو این انتصاب شد. این موضوع چنان حائز اهمیت تلقی گردید که در پی آن، طی نامه‌ای رسمی در اواخر سال ۱۳۵۹، از صدا و سیمای استان سیستان و بلوچستان خواسته شد لغو حکم نام‌برده را به‌صورت علنی و رسمی اعلام کند.

شایان ذکر است که «گ.پ.» پس از دریافت حکم خود از تهران، نزد بنده به اداره کل امور اقتصادی و دارایی زاهدان آمد و حکم صادره را به این‌جانب نشان داد. در پاسخ، به وی گفتم: «با توجه به ارتباطات نزدیکی که در دوره پهلوی با دستگاه‌های امنیتی داشته‌اید، بعید می‌دانم این مسئولیت استمرار یابد. بسیاری از اهالی استان از سوابق شما مطلع‌اند و این موضوع ممکن است با واکنش‌هایی همراه شود».

یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد سوم (1357 – 1369). انتشارات کتاب بلوچ، 1402.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *