این بخش سخنرانی تاریخی مولوی عبدالعزیز ملازاده رحمهالله در عید قربان 1342
مولوی عبدالعزیز ملازاده رحمهالله پیشوای مذهبی بلوچستان پایهگذار حوزه دارالعلوم مکی زاهدان، همواره بر همبستگی ملی و جلوگیری از خونریزی و کشتار و برادرکشی و حفظ تمامیت ارضی تأکید و آن را عملاً در زندگی با برکت خویش عملی نمودند.
پساز آنکه رژیم پهلوی طرح اصلاحات اراضی را در سال 1341 خورشیدی اجرائی کرد، عشایر قشقایی در استان فارس به مخالفت با آن بر خواسته و دست به خیزش زدند و رژیم از سرکوب آنان عاجز ماند.
در این راستا خزیمه علم به پیشنهاد اسدالله علم به استان سیستان و بلوچستان اعزام تا با سوء استفاده از تنگدستی و نیاز برخی از عشایر بلوچ آنان را برای سرکوب عشایر فارس ساماندهی و اعزام نماید
این امر روزهای پیش از عید قربان سال 1342 در حال اجرا بود تا اینکه حضرت مولانا عبدالعزیز رحمهالله از این امر آگاه گشته و با سخنرانی تاریخی و فراموشنشدنی خود در روز عید قربان نیرنگهای آنان را ناکام گذاشتند.
مولوی عبدالعزیز ملازاده رحمهالله باصلابت و ایمان قوی، التزام کامل به تعالیم دینی و احکام شریعت همواره در برابر احکام غیر شرعی حکومت شاه مقابله میکردند گرچه غضب و خشم مسئولین درباری را نیز در برداشت
ایشان در این سخنرانی تاریخی از بلوچها خواستند، خواسته خزیمه علم و حکومت را نپذیرند و فرمودند:
«ما قومی نیستیم که غلامی از غلامان شاه ما را جهت اهداف شیطانی خویش بکار گیرد و کالایی به ارث رسیده برای کسی نیستیم که شخصی بیاید و سرانمان را بگیرد و مانند گوسپندی ذبح نماید»
در این باره در کتاب زندگی نامه ایشان آمده است:
«و در همانجا فتوا داد هرکسی که در این درگیری کشته شود مرگ او اسلامی نخواهد بود و مرتکب اشتباه بزرگی شده است. با این واکنش مولانا، همة مردم بلوچ، لباسهای رزم خود را بیرون کرده و اسلحه خود را تحویل دادند و از رفتن به فارس منصرف شدند این اقدام مولانا باعث عصبانیت عَلَم و نیروی دولتی شد و سعی کردند از مولانا انتقام بگیرند اما نتوانستند در مقابل هیبت و عظمت مولانا و نیروی ایمان ایشان کاری از پیش ببرند .» عبدالباسط بزرگزاده
خداوند متعال ایشان را مورد رحمت و مغفرت خویش قرار دهد.
برای تکمیل این پرونده اگر چنانچه کسانی در این روز تاریخی حضورداشته یا از نزدیکان آنان و خاطرهای دارند یا نوار سخنرانی ایشان را دارند سپاسگزار میشوم در اختیار نگارنده گذاشته شود با تقدیم احترام.
محمد صدیق دهواری



دیدگاهتان را بنویسید