جلسات ماه های اول انقلاب اسلامی (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد سوم)

در ماههای اول انقلاب وضعیت سیستان و بلوچستان خارج از کنترل بود. از یک طرف، تهدیدهایی از جانب خوانین و روسای طوایف در ارتباط با پیوستن یا نپیوستن به انقلاب اسلامی مطرح میشد. از طرف دیگر، اعتصاب کارگران شرکت «مار پلیس ریچ وی» مقاطعه کار راه زاهدان شورگز و شرکت «اسکاپانیوس» مقاطعه کار راه زاهدان بیرجند (اولی انگلیسی و دومی بنظرم یونانی) شرایط بدی را در استان ایجاد کرده بود.

در این زمان که من از اداره کل ثبت احوال به اداره امور اقتصادی و دارایی منتقل شده بودم یک روز رئیس کارگاه شرکت «مار پلیس ریچ وی» برای یک کار مالیاتی در اداره دارایی نزد بنده آمد. از وی پرسیدم هر کیلومتر راهی که شرکت آنها میسازد چقدر تمام میشود؟ او گفت حدود سه میلیون تومان. در همان زمان از مدیرکل راه برای احداث راه های بین شهری همین سوال را پرسیدم که در پاسخ گفت هر کیلومتر حدود هشتصد هزار تومان. در این موقع دلار همچنان حدود ده تومان بود. اما کیفیت کار شرکت انگلیسی از استحکام و استاندارد بالایی برخوردار بود، بطوریکه هزینه نگهداری و تعمیرات راه هایی که توسط اداره کل راه ساخته میشد چندین برابر راه های شرکت انگلیسی هزینه بر میداشت. به هر حال، اعتصاب کارگران این دو شرکت خارجی و ناآرامی ها اوضاع منطقه را خوب نشان نمی داد.

این وضعیت موجب شد که مولوی عبدالعزیز و حجت الاسلام کفعمی (دو روحانی اهل تسنن و تشیع) چاره ای بیاندیشند و برای حل مشکلات به هم نزدیکتر شوند. بدون شک، هر دو نقش بسیار مهمی در حل و فصل مسایل سیستان و بلوچستان ایفا می کردند. جلسات زیادی با حضور این دو روحانی برگزار می گردید که عمدتا برنامه ریز و هماهنگ کننده بسیاری از این جلسات بنده بودم. شناسایی اینکه چه کسانی در جلسات حضور داشته باشند (به تشخیص این دو نفر) با من بود.

یکی از این افراد که معمولا در جلسات شرکت می کرد حاج بلوچ خان نام داشت. ایشان در بین سران بلوچ مخصوصا نزد مردم سرحد جزو آدمهای بانفوذ محسوب میشد. بلوچ خان بر مسایل استان مسلط بود و ارادت ویژه ای نسبت به مولوی عبدالعزیز داشت. در جلساتی که تعداد مدعوین از چهار یا پنج نفر تجاوز نمیکرد حاج بلوچ خان رهنمودهای لازم را مطرح مینمود و حقیقتا توصیه های وی در اینکه چگونه بحرانهای سیستان و بلوچستان پس از انقلاب آرام گردد موثر واقع میشد.

البته افراد دیگری نیز در این جلسات حضور داشتند که نقش مهم آنها را نمی توان نادیده گرفت. معمولا مولوی عبدالعزیز و حجت الاسلام کفعمی از بزرگان طوایف و افراد محلی با نفوذ دعوت می کردند و از آنها می خواستند تا راهنمایی های لازم را برای کاهش ناهنجاری ها ارائه دهند. در این مدت انقلابیون در تهران سرگرم سازماندهی خود بودند و تسلطی بر سیستان و بلوچستان نداشتند. از اینرو، آنها به توصیه های مولوی عبدالعزیز و حجت الاسلام کفعمی توجه می کردند.

لازم به ذکر است که بعدها حاج بلوچ خان (بنظرم در اواخر سال 1368) بین مرز ایران و پاکستان به قتل رسید. روایت های مختلفی از نحوه ترور حاج بلوچ خان مطرح شده است.


یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد سوم (1357 – 1369). انتشارات کتاب بلوچ، 1402.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *