تهران، شهر رویایی (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)

از اینکه قرار بود بزودی استخدام دولت شوم شاد و سرحال بودم. دید و نگاهم نسبت به زندگی تغییر کرده بود. قبل از اینکه در کلاسهای دوره آموزشی شرکت کنم قیافه کارمندی به خود میگرفتم و تصور میکردم که من هم مثل فلان کارمند صاحب منزل و ماشین خواهم شد. 

در آنزمان کارمندی در وزارت دارایی خیلی ارزش داشت. تقریبا مشابه استخدامی در شرکت ملی نفت ایران بود. بنابراین، از اینکه آینده زندگی ام مشخص شده بود و دیگر از لحاظ مالی وابستگی نداشتم بسیار خوشحال بودم. 

از خدمت سربازی هم پول خوبی باقیمانده بود. وجوهاتی که از دوره سربازی با خود داشتم بمدت شش ماه (1346) زندگی مرا اداره میکرد. در این مدت به کمک مالی پدر و عمو ابراهیم نیازی نداشتم و حتی گاهی به محمد رحیم در مخارج منزل کمک میکردم.

هوای تهران خیلی خوب بود و چهار فصل کاملا محسوس میشد. با رسیدن ماه مهر معمولا در تهران بارندگی شروع میشد و در ماههای آذر و دی و بهمن شاهد برف بودیم بطوریکه اکثر اتومبیل ها زنجیر چرخ میبستند. 

گاهی باتفاق محمد رحیم یوسفی و دوستان دیگر به دریای مازندران میرفتیم. از تهران گاه گاهی برای پدر (عطاء محمد) و عمو ابراهیم نامه مینوشتم و آنها را از وضعیت خود آگاه میساختم. 

اتفاقا یک روز پدر، عمو ابراهیم، و مرحوم حاج محمد حسن طاهری (خواهر زاده پدرم) به تهران آمدند و مدتی نزد ما بودند. یک روز باتفاق آنها به سمت شمال رفتیم. آنها شمال را برای اولین بار میدیدند و حسابی از آنجا خوششان آمده بود. گاهی هم باتفاق آنها به تئاتر و سینما میرفتیم. خلاصه اینکه اوضاع و احوال بر وفق مراد بود. 

احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: پایان جلد اول (۱۳۲۴-۱۳۴۶)، انتشارات نسیم حجاز ۱۳۹۷.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *