اول مهرماه 1339 در دبیرستان شاه رضا زابل برای کلاس دهم ثبت نام کردم. رئیس دبیرستان شخصی بنام آقای تفضلی بود که لیسانس زبان داشت و به ما انگلیسی می آموخت. او مردی وزین و خوش اخلاق بود. معلم فیزیک درجه لیسانس داشت که دبیر بسیار خوبی بود و فیزیک را عالی به ما درس میداد. معلم درس طبیعی اربابی نام داشت که شخص باسوادی بود. در اواخر حکومت محمد رضا پهلوی وی رئیس آموزش و پرورش سراوان شد. آقای شاهرخی، یکی دیگر از دبیران، فردی خوش پوش و با شخصیت بود. سالها بعد از انقلاب اسلامی ایشان را یکبار در زاهدان دیدم و از وی بخاطر فن تدریس و دلسوزی اش تشکر کردم.
بنابراین، در کلاس دهم (اول سیکل دوم) بعضی از دبیران ما در زابل لیسانسیه بودند و این بسیار مهم بود. رئیس آموزش و پرورش شخصی بود بنام آقای فیروزکوهی. زمانیکه من کلاس ده بودم او برادری داشت که در کلاس دوازده درس میخواند. بنظرم کلاس دوازده های آنزمان از دکتراهای امروزی بیشتر ارزش داشتند. در آن زمان داشتن دیپلم خیلی مهم بود و هر کسی که دیپلم میگرفت بیکار نمی ماند و شغل و آینده اش در دولت تضمین بود. امروز کسانی که دکتری دارند معلوم نیست بتوانند شغل مناسبی پیدا کنند یا خیر. طبق آمار رسمی که در سال 1390 توسط روزنامه همشهری به چاپ رسیده ; بیش از هشت هزار پزشک عمومی در ایران بیکار هستند و تعدادی هم به مشاغلی چون تاکسی رانی و کسب و کار روی آورده اند.
بهرحال، هر پدر و مادری در آنزمان آرزو داشت که حداقل فرزندش بتواند دیپلم بگیرد. گرفتن دیپلم در آنزمان فوق العاده سخت بود. یادم می آید که در یکی از کلاسهای سال آخر دبیرستان از سی و پنج نفر دانش آموز فقط پنج نفر قبول شده بودند. در آنزمان اگر دانش آموزی از تمام درسها پاس میشد اما از یک درس مثلا ۹/۷۵ میگرفت از تمام درسها میافتاد و میبایست در سال بعد دوباره تمامی درسها را پاس کند. تقریبا سی تا چهل درصد دانش آموزان در سال آخر دبیرستان نمیتوانستند دیپلم بگیرند و اگر کسی از این دانش آموزان میپرسید که مدرک شما چیست میگفتند که ما دیپلم ناقص داریم. آرزوی آنها این بود که روزی بتوانند دیپلم ناقص را تبدیل به دیپلم کامل کنند.
✍ احمد رضا طاهری. یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول (۱۳۲۴-۱۳۴۶)، انتشارات نسیم حجاز ۱۳۹۷.



دیدگاهتان را بنویسید