نویسنده:محمد صدیق دهواری
سال ۱۳۵۹، هنگامی که شنیدم در ایرانشهر انجمنی به نام «انجمن اسلامی معلمان و دانشآموزان» شکل گرفته است، برای آشنایی و برقراری ارتباط با فعالان آن از سراوان راهی ایرانشهر شدم. پس از پرسوجو دریافتم گروهی از فعالان مذهبی در ساختمان مخابرات ایرانشهر مستقر هستند و فعالیت میکنند. به آنجا رفتم و در همانجا با زندهیاد حاج محمدحسین رئیسی، مرحوم حسن ایرندگانی و شوکتعلی جعفری آشنا شدم. این نخستین دیدار من با حاج محمدحسین رئیسی بود.
حاجی در آن زمان دانشآموز سال چهارم دبیرستان، در رشته تجربی بود و از شاگردان حاج غمشاد کردی به شمار میرفت. و من دانش آموز سال سوم راهنمایی از ساختمان مخابرات، همراه حاجی به مسجد نور ایرانشهر رفتیم. به گمانم در آنجا جلسهای درباره فعالیتهای فرهنگی و فکری و برنامههای روشنگرانه برگزار میشد. مولوی عبدالصمد دامنی نیز در آن نشست حضور داشت.
پس از آشنایی با ایشان و دیگر دوستان و آگاهی از نوع فعالیتهایشان، به سراوان بازگشتم. فعالیتها بیشتر در قالب نشستها، تجمعها، سخنرانیها، جلسات پرسش و پاسخ و برنامههای روشنگرانه انجام میشد و حاج محمدحسین رئیسی نیز در بسیاری از این نشستها حضور داشت.
در سفر دیگری به زاهدان، فرصتی پیش آمد تا با شهید مولانا عبدالملک ملازاده دیدار کنم. ایشان در زاهدان فعالیتهای دینی و فرهنگی داشت و جمعی از جوانان و شخصیتهای فعال مذهبی را پیرامون خود گرد آورده بود. در همان دیدار و گفتوگوها، با بخشی از فعالیتهای ایشان آشنا شدم و این ارتباط برای من اهمیت خاصی داشت.
مولوی عبدالملک ملازاده «سازمان اسلامی محمدی اهلسنت» را تشکیل داده بود و فعالیتهای آن بیشتر بر کارهای دینی، فرهنگی و آموزشی متمرکز بود. آشنایی با ایشان و دیگر فعالان مذهبی زاهدان، دامنه ارتباطات من را گستردهتر کرد و باعث شد در سفرها و رفتوآمدها، بیشتر به دنبال شناخت افراد و مجموعههایی باشم که در زمینه فعالیتهای اسلامی و فرهنگی کار میکردند.
پس از بازگشت به سراوان نیز این ارتباطها ادامه پیدا کرد و تلاش میکردم با فعالان مذهبی در شهرهای مختلف در تماس باشم و از فعالیتها، تجربهها، کتابها و نشریات آنان آگاهی پیدا کنم. این رفتوآمدها زمینه آشنایی با افراد و تشکلها بود؛ تا تجربههای مختلف را ببینم و آنچه را برای فعالیت فرهنگی و دینی در سراوان مفید میدانستم، دنبال کنم.



دیدگاهتان را بنویسید