در ماههای اول پیروزی انقلاب اسلامی که همزمان بود با دستگیری ها و تیربارانهای مقامات ارشد، تیمسارها، وزیران و غیره که به دستور حاکم شرع آقای خلخالی صورت می گرفت، مردم در جشن و پیروزی و شادی به سر می بردند.
در همین زمان، شورای انقلاب، قانونی وضع کرد مبنی بر اینکه حال که مردم ایران به پیروزی رسیده اند مالیاتهای وضع شده رژیم پهلوی ظالمانه بوده و هر کسی هر مقدار که خودش تشخیص می دهد برود دارایی و مالیات خود را بپردازد و پرونده خود را مختومه اعلام کند.
بنابراین، در اجرای این قانون من از دادستان استان سیستان و بلوچستان خواستم که یک روحانی برای عضویت در هیات توافق ملی معرفی نماید. در قانون بر عنوان روحانی تاکید شده بود. دادستان این مسئله را به حاج اقای کفعمی واگذار کرد. لذا ما برای تعیین نماینده روحانیت نزد آقای کفعمی رفتیم و ایشان هم معمولا فردی را بنام حجت السلام اویسی به ما معرفی می کرد. از اینرو، اعضای کمیسیون توافق ملی در استان عبارت بودند از: یک قاضی، یک روحانی و اینجانب. اگرچه که بنده بعنوان نماینده دارایی در این جلسات شرکت می کردم ولی قدرت در دست آن دو نفر بود.
در همین جلسات برای پرونده ها سقف تعیین میشد، مثلا مالیاتهای زیر ده هزار تومان را به اختیار مودی صاحب پرونده می گذاشتند. حال یکی ممکن بود ده ریال بیشتر یا کمتر به حساب دولت وازیز نماید و پرونده خود را مختومه کند. البته اکثرا برای تسویه حساب نمی آمدند، حتی همان ده ریال را هم حاضر نبودند بپردازند.
در بازدیدهایی که بنده از اداره دارایی ایرانشهر بعمل آوردم، رئیس آن اداره به من گفت: «برای این که بتوانم پرونده ها را جمع و جور کنم از جیب خودم برای هر پرونده (صدها پرونده) ده ریال بحساب دولت واریز کرده ام و این پرونده ها را کنار گذاشته ام. لذا اداره دارایی ایرانشهر از نظر پرونده مالیاتی بسیار سبک شده است.»
پرونده های بالای ده هزار تومان در اختیار هیات حل اختلاف توافق ملی بود. یادم می آید برای پرونده یکی از بازرگانان مهم زاهدان رقم بالایی مالیات تشخیص داده بودند. همه مدارک کاملا مستند بود. واقعا جای تخفیف وجود نداشت. علیرغم اینکه بنده در آن جلسه با سند و مدرک در چند صفحه پرداخت مالیات را برای آن پرونده توجیه اعلام کردم، بااینحال نماینده روحانیت و نماینده صنف که در اکثریت بودند در یک جمله نوشتند که مالیات این پرونده باید صفر شود. منظور اینکه در گرمی پیروزی ماه های اول انقلاب میلیادرها تومان از مالیاتهای دولت به این شکل پایمال گردید.
لازم به ذکر است که بعدها دادستانی مالیاتی در وزارات دارایی برای رسیدگی به این نوع مسائل تحقیقات خود را آغاز نمود تا افرادی که به این شکل پرونده ها را از مالیات معاف کرده اند مورد محاکمه قرار گیرند.
یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد سوم (1357 – 1369). انتشارات کتاب بلوچ، 1402.



دیدگاهتان را بنویسید