حزب اتحاد المسلمین (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد سوم)

مولوی مصلح الدین صالحی در سراسر بلوچستان به عنوان یکی از چهره های مطرح بشمار میرفت. او بدنبال تاسیس یک حزب در سیستان و بلوچستان بود. قبلا هم به سابقه مبارزاتی وی در زمان شاه اشاره کرده ام. به محض اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید مولوی مصلح الدین از مینان (روستای محل زندگی خود در منطقه سرباز) به ایرانشهر و از آنجا به زاهدان آمد.

شعار مصلح الدین این بود که حزبی می بایست تحت عنوان «اصلاح المسلمین» تاسیس گردد. در این موقع اتحاد بین روحانیون، دانشگاهیان، سران طوایف و توده های مردم به نسبت ماههای اول انقلاب بهتر برقرار بود. یک روز آقای مصلح الدین را به جلسه ای که با حضور مولوی عبدالعزیز در زاهدان برگزار میشد دعوت کردیم. در آنجا پس از بحث و گفتگو مقرر گردید که نام حزب از «اصلاح المسلمین» به «اتحاد المسلمین» تغییر یابد. همچنین قرار شد که بنده اساسنامه ای برای حزب «اتحاد المسلمین» تهیه و تنظیم کنم.

تقریبا پس از گذشت ده روز اساسنامه را بصورت دستنویس آماده و آنرا به تصویب رساندم. رهبری این حزب به مولوی عبدالعزیز واگذار شد، چرا که ایشان جایگاه خوبی در سطح ملی داشت و شرایط استان هم به شکلی بود که مولوی عبدالعزیز رهبری این حزب را بر عهده داشته باشد. جلسات متعددی بنام حزب اتحاد المسلمین برگزار می کردیم. در یکی از آن روزها راهپیمایی عظیمی با قطعنامه ای که من نوشته بودم و قرائت گردید از مسجد مکی شروع و به چهاراه «چه کنم» ختم شد. این راهپیمایی بنام حزب اتحاد المسلمین صورت گرفت. البته ناگفته نماند که حزب اتحاد المسلمین دبیرخانه ای نداشت. به همین علت بسیاری از سوابق و فعالیتهای آن بایگانی نمیشد.

با رهبری مولوی عبدالعزیز حزب قدرت زیادی بدست آورده بود. ولی پس از آنکه قدرتمندان نظامی، امنیتی و اداری از تهران به سیستان و بلوچستان آمدند تا تغییر و تحولاتی در مدیریتهای استان ایجاد کنند، حزب اتحاد المسلمین و قدرت مولوی عبدالعزیز بتدریج رو به کاهش رفت. این جریان بخصوص پس از برکناری دکتر دانش نارویی از استانداری و اتهاماتی که علیه وی زدند — که این اتهامات بنظرم بهانه ای بود برای برکناری دکتر نارویی — شدت گرفت.

پس از این اتفاقات بلوچ ها تقریبا از قدرت اداری کنار زده شدند. بنده هم از فعالیتهای سیاسی فاصله گرفتم و صرفا به امور ذیحسابی و مالی استان پرداختم. بنابراین، در این دوره تقریبا دو ساله یعنی از ابتدای انقلاب تا سال 1359 بلوچ ها نقش مهمی در امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی استان ایفا می کردند، ولی بنا به دلایل مختلف، از جمله بی اعتمادی بعضی از مقامات ارشد به مسئولین بلوچ و احساسی که از سوی برخی از مقامات درباره باصطلاح خودمختاری بلوچستان مطرح می گردید، این فرصت از بلوچ ها گرفته شد.

در نتیجه، برای این که یکپارچگی استان با کل کشور حفظ شود مرکز شرایطی ایجاد کرد که حزب اتحاد المسلمین فعالیتهای خود را کنار بگذارد، به حدی که اگر حزب به فعالیتهای خود ادامه می داد احتمال این که افراد شاخص در حزب دستگیر و محاکمه شوند زیاد بود. مولوی عبدالملک ملازاده از فعالین شاخص این تشکیلات حزبی بود.

یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد سوم (1357 – 1369). انتشارات کتاب بلوچ، 1402.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *