پرونده انتخابات دوم خرداد سال ۱۳۷۶ در استان سیستان و بلوچستان (بخش دوم)

نویسنده: محمد صدیق دهواری
زمان مورد نیاز جهت مطالعه : 10 دقیقه

نکته قابل توجه این بود جمعی از معتمدین، متنفذین و نخبگانی از طوایف بلوچ زهی سید زاده، دهواری، ملک‌زاده، نعمت‌الله‌ی، میرمرادزهی، نورایی و رستم زهی شهرستان سراوان در کنار هم و باهم برای انتخاباتی پرشور تبلیغ می‌کردند و نه‌تنها از نظر تأمین هزینه‌های مالی ستاد هیچ‌گونه مشکلی نداشتند بلکه توانستند جامعه شهرستان سراوان را با خود همراه سازند.

با ورود سید امین‌الله سید زاده به جرگه حامیان سید محمد خاتمی و ارتباط گرفتن با نزدیکان ایشان از سوی دیگر نیز پشتیبانی کارگزاران سازندگی از خاتمی، سید امین‌الله سید زاده که فردی اجتماعی و انتخاباتی بوده سعی در یارگیری از نقاط مختلف بلوچستان می‌نماید. با سفر به مناطق جنوبی بلوچستان گروهی از هم‌اندیشان خود را متقاعد می‌کند.

در چابهار به نزد زنده‌یاد فقید حاج محمدحسین رئیسی می‌رود تا ایشان را همراه و متقاعد سازد تا مسؤولیت ستاد خاتمی در چابهار را بپذیرد و از توان و ظرفیت و پایگاه اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ایشان بهره گیرد ولی حاج محمدحسین رئیسی با این استدلال که همراهی با اصحاب قدرت هیچ سودی ندارد جز ضرر و زیان چیزی دیگر عاید نمی شود از همراهی عذرخواهی می کند و اظهار می دارد: من از روزهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با انقلابیون همراهی کردم ولی از آنان وفاداری ندیدم.

در مذاکرات با سید امین‌الله سید زاده به توافق نمی‌رسند. زنده‌یاد فقید حاج محمدحسین رئیسی در گفتگوی چهارساعته پیرامون تاریخ شفاهی که در منزل ایشان در چابهار در ابانماه 1400 با نگارنده داشت این‌چنین گفت: «چند روز پس از مذاکرات با آقای سید زاده عروسی زنده یاد فقید دکتر محمد نعیم امینی فرد در ایرانشهر برگزار شد ما شرکت کردیم در آنجا مرحوم محمد عمر بارک زهی به‌اتفاق دکتر خیرمحمد نورائی و خسرو نعمت‌الله‌ی از سراوان و یک نفر روحانی دیگر حضور داشتند تا اینکه حاج اسلام آسوده به من گفت: محمد عمر بارک زهی با شما کار دارد و من متوجه جریان شده بودم گفتم: مرا باسیاست کاری نیست بهر جهت مرا متقاعد کردند به نزد آنان بروم هنگامی‌که رفتم محمد عمر بارک زهی خطاب به حجت‌الاسلام ذاکر گفت: این هم آقای رئیسی است.

حجت‌الاسلام ذاکر گفت: شما با ما همراه شوید و از سید محمد خاتمی هواداری و پشتیانی کنید
من نیز گفتم: به شما اعتبار و اعتمادی نیست من همه زندگی خود را برایتان فدا کردم ولی شما ما را حذف کردید تنها دو مرحله به من پست پیشنهاد دادید، یکی دادستانی چابهار با پیش‌شرط و دیگری کاندیداتوری برای مجلس از چابهار که هر دو را خودم، نپذیرفتم.

بهر جهت آقای ذاکر گفت: من با پدر سید محمد خاتمی در یک کوچه زندگی می‌کنم پدرشان و خودشان عزت نفس دارند خودشان درامد از چاه کشاورزی دارند، حتی خمس را نمی‌پذیرند. بعد از آن پرسیدم: خوب چه کسانی از سید محمد خاتمی حمایت می‌کنند؟ وقتی فهرستی را به من نشان داد که در رأس آن حجت‌الاسلام کروبی و خوئینی خواه و کرباسچی و فائزه هاشمی قرار داشتند.
گفتم: این لیست تقلبی نیست؟
آقای ذاکر گفت: نه، این لیست واقعی حامیان است و شما این بار را نیز امتحان کنید.
گفتم: بااین‌وجود ایشان صدرصد رئیس‌جمهور می‌شود و مسؤولیت ستاد را در چابهار پذیرفتم. در این زمان عبدالوهاب ایران‌نژاد نیز از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بود، را با آنان لینک کردم و از انجائیکه پیش‌تر به کارهای ادبی و فرهنگی می‌پرداختم و جلسات شعر و ادبیات در چابهار را شروع کرده بودم، حرکت جدید سیاسی را آغاز کردیم و از آقای بابل مکرانی خواستم شعری دراین‌باره به بلوچی بسراید و ایشان نیز این

شعر را سرود:
«او ھاتمی او سرمچار
تئی آیگ ءَ آتکگ بھار
گوانک ءَ تئی وش دلجمیں
سُنی ءُ شیعه سر جمیں
بانداتی ءَ پہ بے گمین
رأی داتگ اش سک بیشمار
تئی آیگ ءَ اے بزگراں
دانشجو ءُ دانشوراں
ملا ادیب ءُ شائراں
جُھد اِش کُتگ لَکاں ھزار
تی کول ءُ زُبان ءِ برکت ءَ
درچِت ترا اے ملت ءَ
ایر کن، وتی نوں اِزت ءَ
گوں نامِ پاک ءِ کردگار
رئیسی چَش آیت جُھد ءِ براں
چو ایران ءِ ھر کُنڈ ءُ گور اں
بُرز اِنت تئی نام ءُ توار
او ھاتمی او سرمچار»

پس از پیروزی سید محمد خاتمی در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شعر را دادیم به حاجی خدا رحم شکل زهی به فارسی ترجمه کرد و در نخستین سفر استانی سید محمد خاتمی به‌عنوان رئیس‌جمهور به زاهدان با آهنگ‌سازی مرحوم دینارزهی در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد اسلامی زاهدان با حضور ایشان اجرا شد و حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید محمد خاتمی این سروده را خیلی ارزشمند عنوان کرد ازآن‌جهت در دوران تبلیغات سروده شده بود نه در دوران ریاست جمهوری ؛

«ای خاتمی نامدار
با مقدمت آمد بهار
از بانگ تو ای خاتمی
شد شیعه و سنی همی
در کشور ایران زمین
اندر صف واحد بکار
بهر قدومت مرد وزن بکار
دانشور واهل سخن
از جان ودل مانند من
کردیم تلاش بی شمار
داریم امید اندر مسیر
اجرای قانون ای
امیر
باروح وصبر وانتظار
گشته رئیسی شادکام
چون ملت ایران تمام
بهرجان از علم وخاص
برنام نامی‌ات افتخار
ای خاتمی نامدار
ای قهرمان باوقار
با مقدمت آمد بهار»

بهر جهت در ایرانشهر نیز آقای برنایون پذیرفته بود که مسؤولیت ستاد را بپذیرد و تبلیغات وسیعی در استان آغازشده بود در زاهدان جدای از فعالیت‌های پنهانی در آموزشکده فنی حرفه‌ای با مسؤولیت دکتر باقر کرد تیمی دیگر متشکل از آقایان عبدالسلام بزرگ زاده و آقای صفر اسلامی و …. نیز فعالیت‌های را اغاز کرده بودند تا جائیکه آقای صفر اسلامی با سفر به شهرستان سراوان در صدد همراهی فرهنگیان شد.

با ما همراه باشید
بخش بعدی اولین سفر تبلیغاتی سید محمد خاتمی به استان سیستان و بلوچستان در آغاز اردیبهشت‌ماه 1376
ضمن پوزش از عزیزانی که تا این مرحله همراهی و از قلم افتاده‌اند
و یا در این زمینه خاطرات دارند جهت تکمیل و اصلاح این مطلب با ارسال پیام ما را یاری دهند

ادامه دارد . . .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *