بخشان (یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول)

منطقه بخشان در سراوان واقع شده، سراوان یکی از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران قرار گرفته است. در بخشان منازل مسکونی جدا از نخلستانها هستند. 

بخشان دارای نخلستان بزرگیست که درختان خرما منظره زیبایی به این منطقه داده اند. خرما، گندم، جو‌ و ذرت از محصولات کشاورزی این بخش بشمار میروند. 

مساحت بخشان تقریبا پنج کیلومتر در پنج کیلومتر است. البته امروز فاصله میان مناطق مختلف سراوان از بین رفته و شهر نسبتا یکدست شده است، یعنی فاصله آنچنانی بین هوشک، بخشان و شستون وجود ندارد.

در پانزده سال اول زندگی ام یعنی از بدو تولد در سال 1324 تا سال 1339 که در بخشان سکونت داشتم نزدیک به یکصد خانوار زندگی میکردند. در آنموقع وقتی در خانواده ما مراسم عروسی صورت میگرفت تمام اهالی بخشان دعوت میشدند. 

زمانیکه در سال 1348 ازدواج کردم پدرم (مرحوم عطاء محمد طاهری) همه اهالی بخشان را برای ناهار دعوت نمود. اما امروز جمعیت طایفه ما (ملازهی) آنقدر زیاد شده که نمیتوان همه اعضای طایفه را یکجا برای مراسمی چون عروسی دعوت نمود، حال چه برسد به کل اهالی بخشان.

امروز در بخشان خانواده هایی زندگی میکنند که اصالتا متعلق به بخشان نیستند. خیلی از این خانواده ها از جاهای دیگر به این منطقه مهاجرت کرده اند. بعضی از این خانواده ها برای من که سالهاست از سراوان خارج شده ام ناشناس هستند.

در بخشان پنج طبقه اجتماعی به شرح ذیل زندگی میکردند. طبقه سرداران و حاکمان به سرپرستی هاشم خان و خانواده و وابستگان وی. طبقه ملاها که در واقع در راس آنها خانواده ما و وابستگان بودند. طبقه دهقانان که رهبری ملا و حاکم را پذیرفته ولی در عین حال مستقل بودند. بیشترین زمینها و نخلها به این طبقه تعلق داشت. طبقه درزاده ها که معمولا تحت سلطه حاکمان و سرداران قرار گرفته بودند. طبقه غلامان که نسلهای قبل از آن زر خرید میشدند. 

همه این طبقات مسالمت آمیز در کنار هم با خوشی و خوبی زندگی میکردند. آرامش و تفاهم بین آنها حاکم بود. این طبقات به جایگاه اجتماعی خود قانع بوده و ظاهرا اعتراضی به موجودیت طبقه یکدیگر نداشتند. طبق روال سالهای قبل معمولا خان بوسیله پاکار و کدخدا و مباشر خود، ده درصد از محصول اهالی را متعلق به خود میدانست. هر کسی که محصول خود را پالایش میکرد یعنی دانه را از کاه جدا میکرد پاکار و مباشر خان ده درصد از سهم خان را مطالبه مینمود.

تمامی اهالی بخشان مشکلات و اختلافات زندگی خود را با پدرم در میان میگذاشتند. او با صبر و تحمل و توام با دلسوزی راهنمایهای لازم را مینمود. تقریبا نود و پنج درصد اهالی روستا بیسواد بودند و بسیاری از این اهالی در پاکستان بخصوص در کراچی فامیل داشتند. 

هر گاه نامه ای برای اهالی محل می آمد فورا نزد پدر می آمدند و او نامه ها را برایشان میخواند و در صورت درخواست به نامه ها پاسخ میداد. البته از بابت این خدماتی که صورت میگرفت پدر هیچگونه هدیه یا وجهی دریافت نمیکرد. تا زمان حضور مولویها در بخشان پدرم تنها پیشنماز مسجد بخشان بود. 

✍ احمد رضا طاهری. یادداشت‌های زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد اول (۱۳۲۴-۱۳۴۶) انتشارات نسیم حجاز 1397.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *