در سال ۱۳۶۱، اگرچه نرخ دلار در بازار آزاد به حدود پنجاه تا شصت تومان رسیده بود، اما برای توسعه و عمران کشور، در موارد خاص و ضروری، دلار هفتتومانی به افرادی که قصد سرمایهگذاری داشتند اختصاص مییافت. گروهی از سرمایهداران بومی و تعدادی از سرمایهداران غیربومی که ارتباطات خوبی با مقامات تصمیمگیر استان داشتند، وارد این نوع فعالیتها شدند.
تمامی طرحها ابتدا در کمیتههای تخصصی و فنی بررسی میشد و سپس برای تأیید نهایی باید به تصویب شورای عالی برنامهریزی استان میرسید. با این حال، بخش عمدهای از دریافتکنندگان دلارهای هفتتومانی از میان سرمایهگذاران غیربومی بودند که با جستوجوی شرکای محلی یا تکیه بر سفارش افراد قدرتمند، موفق به جذب این منابع ارزانقیمت میشدند.
در سالهای نخست، روند اجرای این سیاست نسبتا موفق به نظر میرسید؛ ماشینآلاتی که در داخل کشور تولید نمیشد، از خارج وارد شد و حتی در برخی موارد تولیداتی نیز شکل گرفت. اما پس از گذشت چند سال، بسیاری از صاحبان کارخانهها با استفاده از روابط و نفوذ خود، تجهیزات وارد شده را از استان خارج کرده و به شهرهای دیگر منتقل کردند. در نتیجه، هرچند این سیاست در تئوری هدفمند و مفید به نظر میرسید، اما در عمل با ناکامی روبهرو شد و نتوانست به توسعه در استان منجر شود.
یادداشتهای زندگی دکتر محمد رضا طاهری: جلد سوم (1357 – 1369). انتشارات کتاب بلوچ، 1402.



دیدگاهتان را بنویسید